{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دفتر خاطراتت را باز کن و خاطره ای تازه بنویس خاطره ای که

دفتر خاطراتت را باز کن و خاطره ای تازه بنویس خاطره ای که با یک خودکار قدیمی نوشته شده است و آن خودکار بوی خوشایند خانواده را دارد
خودکار بیک گذشتی اما برای من بوی خوشایند خانواده ام را داری با اینکه قدیمی هستی
هی روزگار چه زود گذشت
دیدگاه ها (۳)

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

آقا... بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم، صورت...

پارت چهارم: پنجشنبه، کاغذی که جدا میشهپنجشنبه شد و مدرسه نصف...

Destiny part 19

P : 3

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

عقد با رئیس مافیا پارت 30ات هنوز به گوشی تهیونگ نگاه می‌کرد....

فاصله یک لبخند تا جنون

P¹²هاری به عکس قدیمی خیره شده بود.«اون شب... ما اینجا نیومده...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط