-اره

-اره
ویو ات

از خونه امدیم بیرون امشب باید بریم مهمونی یکی از مافیا ها
رفتیم خونه اماده شدیم ( لباسا رو میزارم)
من با متر میرفتم اون دوتاهم با بنز رفتیم رسیدیم

هسوک ، سلام ات سلام محمد و اسلان

ات، شنیدی محمد🤣 *فارسی

ات ،سلام هسوک چخبر لازم نیست بزور فارسی حرف بزنی

هسوک ، عه اقای پارکم اومد

هسوک رفت

ممد ، هه هه هه اقای پارک (مثلا داره میخنده)

ویو ته

رفتم به جیمین گفتم اما ده شه بریم مهمونی
اماده شدیم تارفتم تو جیمین ات رو دید
و..............
امیدوارم خوشتون امده باشه
پارت بعد اگر ۱۱۰ تایی بشیم میزارم
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

پنهان عشق

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط