P12🍯

P12🍯







&{تو خواب تکون میخوره و چونکه خیلی به جیمین نزدیک بوده میوفته تو بغلش}






جیمین«نمیدونم چیشد اما یهو دیدم لارا افتاد تو بغلم خیلی بدنش سرد بود دستامو حلقه کردم دور بدنش که بدنش و جمع کرد و لرزید اخه چرا اینجوریه خیلی نگرانس بودم به خاژر همین محبور شدم بیدارش کنم




-لارا لارا{اروم تکونش میده}
&اوم{چشمای بسته و خوابالو}
-بلند شو
& چی شده من چرا تو بغل شمام
-لارا بدنت چرا اینقدر سرده
&نمیدونم{بی حال}
- لارا باید یه چیزی بخوری
&نه نمیخوام{ضعیف}
-جون نداری حرف بزنی دختر چی میخوای برات بیارم غذا بیارم؟
&نه
-پس چی هر چی میخوای بگو برات بیارم اینطوری نمیشه بخوابی از صبح چیزی نخوردی
& نمی‌دونم
{میخوایت بلد شه و از بغل جیمین در بیاد که افتاد نتونست بلند شه و دولاره افتاد تو بغل جیمین}
&اخ
-ای وای چیشد لارا؟
&{چیزی نمیگه}
-لارا؟ دخترم ؟ چیشد لارا
&با...با{بزور صداش در میاد}
-جونم لارا چت شد بابایی؟
&نمی...دونم.....حالم....بد...ه
-باشه باشه چیزی نیست الان بهت غذا میدم حالت بهتر میشه
دیدگاه ها (۱)

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

**Part *صندلی عقب داد و نشست.دستش مشت شده روی کابینت گذاشته ...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

پارت چهارهم ویو الا همون زمانی که جونگکوک و ات باهم بودن لار...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥 part16- گریه نکن عشقم+چرا فکر کردی دوستت ندارم😭😭...

رمان : رفتار سرد

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕²¹لارا : چه گوهی خوردم آنیا گوه خوردم نمی...

رمان رفتار سرد

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط