{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی، ناگهانی ،بهترین روش دنیاست...

گاهی، ناگهانی ،بهترین روش دنیاست...
بوسه های ناگهانی...
در آغوش گرفتن های ناگهانی...
نوازش های یکهویی...
گاهی مثل امشب ...
دلم لک می زند برای ناگهانی هایی شبیه فیلم های هالیوودی مثلا
.
از همان ها که یکهو یکی دستت را می کشد...
لبش را می گذارد بر لبت و دستش میخزد زیر لباست...
بدون هیچ حرف یا تصمیم قبلی ای
گاهی همین تخیلات عاشقانه ام 
می شود بهترین درمان برای درد دلتنگی ام...
.
تصور میکنم زیر نور ملایم و زرد رنگِ آشپز_خانه ی کوچکمان...
سخت مشغول کارهایم هستم ...
موهایم را نامرتب بالای سرم بسته ام...
لباسی گشاد به تن دارم که یحتمل 
یا بوی سفید کننده خواهد داد و یا بوی پیاز داغ...
همانطور که غرق کار هستم فکرم درگیر غذای شب هم هست ، که
یک هو به خودم می آیم ....
می بینم کسی دارد با زبانش از قوزک پایم بالا می آید ...
نفسم بند می آید ، سرم را خم میکنم....
میبینمش ،آنهم درست زمانی که اصلا منتظرش نبودم...
.
محبوبم را میگویم...
از ته دل میخندم و سعی میکنم با یک حرکت دورش کنم از خودم...
اما زبان مورد نظر خیلی سمج تر ازین حرف هاست...
به رانهایم که می رسد به زور تند شدن نفس هایم را کنترل می کنم
شل میشوم...
تمام کارها را ول میکنم و خودم را میسپارم به آماجِ عطش و عشقش
ناگهان،سردی لذت بخشی را زیر سینه هایم حس میکنم...
به خودم می آیم ،میبینم روی سنگ اپن آشپزخانه خم شده ام ...
و او در حالی که آرام ران هایم را نوازش می کند ...
گوش ها و گردنم را می لیسید ...
بعد میرود سراغ مهره های کمرم
رمز بدنم را از حفظ است انگار! .
تک تک مهره های کمرم را با وسواس و ترتیب خاصی میلیسد ..
زبانش که بر پهلوهایم ساییده میشود...
ناله هایم، آهنگ تایید رمز وارد شده را مینوازند ...
بدنم بی اختیار میچرخد به سمتش 
تمام وجودم خواستن میشود ...
و قفل پاهایم از هم باز میشوند
همین!...

بیش از این نمی توانم توصیفش کنم!!! .
گاهی دلم از این ناگهانی ها می خواهد که هیچ تصورش نکرده باشم...
دیدگاه ها (۲)

تو نیستی...نه که نباشی ها دوری انقدر دور که نه میتوانم در آغ...

‍ ‍ دم سحرتو کم کم در من جوانه میزنیو آفتاب که طلوع میکندگل ...

نمیدانم چه حکمتی است ؟اما، همینکه بتو فکر میکنم...نوایِ موسی...

.معشوقه ی زیبای من...چشمهایت را نبند...حتی پلک هم نزن...میخو...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

عاشقانه های شبنم

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

.گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم باشیکه دوست ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

مرد بی رحم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط