یک شبی مجنون نمازش راشکست
یک شبی مجنون نمازش راشکست
بی وضودرکوچه ی لیلانشست.
عشق،آن شب مست مستش کرده بود، غافل از روز ا لستش کرده بود،
گفت: یا رب ! ازچه خوارم کرده ای؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای؟
خسته ام زین عشق،دل خونم نکن
منکه مجنونم ، تو مجنونم نکن ، مرد این بازیچه دیگر نیستم ، این توو لیلای تو...من نیستم!!!
گفت : ای دیوانه ،لیلایت منم دررگت پنهان وپیدایت منم، سالها با جور لیلا ساختی ...
من کنارت بودم و نشناختی .
بی وضودرکوچه ی لیلانشست.
عشق،آن شب مست مستش کرده بود، غافل از روز ا لستش کرده بود،
گفت: یا رب ! ازچه خوارم کرده ای؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای؟
خسته ام زین عشق،دل خونم نکن
منکه مجنونم ، تو مجنونم نکن ، مرد این بازیچه دیگر نیستم ، این توو لیلای تو...من نیستم!!!
گفت : ای دیوانه ،لیلایت منم دررگت پنهان وپیدایت منم، سالها با جور لیلا ساختی ...
من کنارت بودم و نشناختی .
- ۴۸۷
- ۰۶ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط