{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. گف

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. گفت یارب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگت پنهان و پیدایت منم سال ها باجور لیلایت ساختی من کنارت بودم و نشناختی
دیدگاه ها (۱۳)

ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﻫﻲ ﻧﻴــﺎ...ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﻫـــﻲ ﻧﺒﺎﺵ !!ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﺍﻧــﻢ ﺻﺒﺢ ﻫ...

دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌آ...

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد...

ﻳﺎﺩ ِ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ "ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ " ﺩﺍﺷﺘﻴﻢﺩﻓﺘﺮ ِ ﺧﻂ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻱ ِ ...

یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه ی لیلا نشست / ...

یک شبـی مجنـون نـمازش را شکست بی وضـو در کوچـه لیـلا نشست ....

یکشبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستگفت یارب از...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبا وضو در کوچه ی لیلا نشت گفت یارب...

یک شبی مجنون نمازش را شکست/ بی وضو در کوچه لیلی نشست/ عشق ان...

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه ی لیلا نشست...عش...

یک شبی مجـنون نمازش را شکست....بـی وضو در کوچه ی لـیلا نشست....

یک شبی مجنون نمازش راشکستبی وضو در کوچه لیلا نششت...عشق انشب...

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه لیلا نشست...عشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط