{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست...
عشق آنشب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب....
از چه خارم کرده ای...؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای..
منکه مجنونم .. تو مجنونم نکن..
منکه دل خونم.. تو دلخونم نکن..
مرد این بازیچه دیگر نیستم..
این تو و لیلای تو...
من نیستم..
گفت که ای دیوانه..... لیلایت منم....
در رگت پیدا و پنهانت منم....
سالها با جور لیلا ساختی....
من کنارت بودم و نشناختی..........
دیدگاه ها (۳)

سلام ما به رخ انور امام جواددرود ما، به تن اطهر امام جوادغری...

جادویی عشق part ۷۴اشفته نفس کشیدم. فقط مال این زمان و دوره ن...

★چشم‌ها دروغ نمیگن؟...P¹(End)این چند روز نادیده گرفته میشدم....

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط