یک شبی مجنون نمازش را شکست
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست...
عشق آنشب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب....
از چه خارم کرده ای...؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای..
منکه مجنونم .. تو مجنونم نکن..
منکه دل خونم.. تو دلخونم نکن..
مرد این بازیچه دیگر نیستم..
این تو و لیلای تو...
من نیستم..
گفت که ای دیوانه..... لیلایت منم....
در رگت پیدا و پنهانت منم....
سالها با جور لیلا ساختی....
من کنارت بودم و نشناختی..........
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست...
عشق آنشب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب....
از چه خارم کرده ای...؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای..
منکه مجنونم .. تو مجنونم نکن..
منکه دل خونم.. تو دلخونم نکن..
مرد این بازیچه دیگر نیستم..
این تو و لیلای تو...
من نیستم..
گفت که ای دیوانه..... لیلایت منم....
در رگت پیدا و پنهانت منم....
سالها با جور لیلا ساختی....
من کنارت بودم و نشناختی..........
- ۵.۲k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط