بی تومهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
بی تومهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره بدنبال توگشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهان خانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید، عطر صدخاطره پیچید
یادم آمد ک شبی باهم از آن کوچه گذشتیم...
همه تن چشم شدم خیره بدنبال توگشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهان خانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید، عطر صدخاطره پیچید
یادم آمد ک شبی باهم از آن کوچه گذشتیم...
- ۲.۶k
- ۰۶ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط