{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او کوچ نشین بودنیامد که بماند

او کوچ نشین بودنیامد که بماند
رفت وب دلم زخم چنان زدک بماند
من سخت که دلبسته شدم او به گمانم
وابسته شدامانه درآن حدکه بماند
میرفت ودل ساده ام آنقدرب خودگفت
شایدک مردد شده شایدکه بماند
دیروزخداخواست به من عشق ببخشد
امروزهم ای کاش بخواهدکه بماند
تکرارهمین خاطره ها داغ دلم شد
داغی که بماندکه بماندکه بماند....
دیدگاه ها (۷)

کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت به دلم زخم چنان زد که بماندمن...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماند رفت وبه دلم زخم چنان زد که بم...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

‌ (http://tkanal.ir/t/eccaf066998093701.png)او کوچ نشین بود ...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط