{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او کوچ نشین بود نیامد که بماند

او کوچ نشین بود نیامد که بماند
رفت وبه دلم زخم چنان زد که بماند!!

من سخت که دلبسته شدم او به گمانم
وابسته شد اما نه در آن حد که بماند

می رفت و دل ساده ام آنفدر به خود گفت:
شاید که مردد شده شاید که بماند

دیروز خدا خواست به من عشق ببخشد
امروز هم ای کاش بخواهد که بماند؟

تکرار همین خاطره ها داغ دلم شد
داغی که بماند که بماند که بماند…

؟؟؟
دیدگاه ها (۳۶)

ساحلی

اینم لباس عروسه دختره دخترعمم^___^شهریور بود عروسیش

اینم نهار یکی ازدوستان گناوه ایم.آخییییی من از این حصیره زیر...

در مجلس تـرحیم اگر تار و دف آورد !یـا جای گلایل سر قبـرم علف...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط