{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او کوچ نشین بود نیامد که بماند

او کوچ نشین بود نیامد که بماند
رفت وبه دلم زخم چنان زد که بماند

من سخت که دلبسته شدم او به گمانم
وابسته شد اما نه در آن حد که بماند

می رفت و دل ساده ام آنفدر به خود گفت:
شاید که مردد شده شاید که بماند

دیروز خدا خواست به من عشق ببخشد
امروز هم ای کاش بخواهد که بماند

تکرار همین خاطره ها داغ دلم شد
داغی که بماند که بماند که بماند
دیدگاه ها (۱۰)

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﺪﺭﯾﺲ ﮐﺮﺩ،ﮐﺎﺭﮔﺎﻩ ﺧﻮﺷﺪﻟﯽ ﺗﺎًﺳﯿﺲ ﮐﺮﺩ !...ﮐﺎﺵ...

دمی انصاف کن جانا، تو غوغا کرده ای یا من؟تو خود را بهر این ه...

شنبه روزنخست هرهفته ستاولین روز بعد تعطیلــــــــــےعاشقانه ...

صبح روزی پشت در می آید و من نیستمقصه دنیا به سر می آید و من ...

#کپشن

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

‌ (http://tkanal.ir/t/eccaf066998093701.png)او کوچ نشین بود ...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط