{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود!

بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود!

بزرگ شديم و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت، آنطور كه مادر گفته بود!

بزرگ شديم و فهميديم چيزهايی ترسناك تر از تاريكی هم هست...

بزرگ شديم...
به اندازه ای كه فهميديم پشت هر خنده ی مادر هزار گريه بود!
و پشت هر قدرت پدر يك بيماری نهفته...

بزرگ شديم و يافتيم كه مشكلاتمون ديگر در حد يك شكلات، يك لباس يا كيف نيست...

و اين كه ديگر دستهايمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و يا حتی برای عبور از پيج و خم های زندگی!!!

بزرگ شديم و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم، بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند و چيزی نمانده كه بروند
و يا هم اكنون رفته اند...

خيلي بزرگ شديم وقتی فهميديم سخت گيري مادر عشق بود
غضبش عشق بود
و تنبيه اش عشق...

خيلی بزرگ شديم وقتی فهميديم پشت لبخند پدر خميدگی قامت اوست!

عجيب دنيايی ست
و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه ست عمر
دیدگاه ها (۱)

روزگار بر ما ایرانیها وفایی نداشت گوجه کاشتیم سرما نذاشت خیا...

[0:35،‏ 2014/11/6] ‪+98 933 724 1444‬: مراسم فاتحه خوانی و ...

متاسفانه روز پنجشنبه مورخ1393\8\8در شهرستان مهریز شاهد جنایت...

عشقه...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

Forced MarriagePart 44چشمام رو باز کردمچند ثانیه طول کشید بف...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ویو میکا_____صدای شلیک...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

برادر ناتنی

پارت ۳۹ مرد مسلح چند قدم جلو آمد.جونگ‌کوک ناخودآگاه جلوی آری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط