رمان شیطان کش پارت اخر
رمان شیطان کش ( 3 پارت اخر )
شیطان مویچیرو رو گرفت چون داشت با لباسش ور میرفت
و اون رو داخل یک حفاظ محکم زندانی کرد
تنگن= هی شیطان عوضی درش بیار ببینم
گیو = (چیزی نمیگه و به اون حفاظ ضربه های محکم میزنه)
همه باهم فرم هارو رفتن و سر شیطان رو با کلی تلاش زدن
گیو =بلاخره تمام
اوبانای =خب تمام شد اما خیلی زیاد سرش محکم نبود چر !؟؟
ناگهان دباره سر پا شد اون شیطان و بهشون حمله ناگهانی کرد ( وقتی حمله ناگهانی کرد همه دفاع کردن اما اوبانای دستش و پاش شکست چون شیطان بد ضربه زد )
اوبانای = اههه اخ لعنتی فکر کنم دست راست و پای چپم شکست
تنگن = چرا حمله مرد باید مرده باشه
بعد شیطان به دهن وا کرد و گفت = ههههههه خیلی کم عقلید چی فکر کردی من شیطان درجه سه هستم له همین سادگی ها بمیرم عههه
گیو = اروم گفت فکر کنم سرش محل کشتنش نیست
بعد ناگهان اون کرم هزار پا از دهنش کرم های ریزی در اورد که به هر چیزی برخورد میکرد منفجر میشد ( نکته منفجر شدن اون انفجار بزرگی نبود )
بچه ها قسمت جنگی زیاد بلد نیستم پس خلاصه میگم
مویچیرو با تنفس مه و باد اوری گذشته تونست حفاظ رو بشکونه
و به بقیه ملحق شه
بعدا فهمیدن که برای از بین رفتن اون باید سر هزار پارو جدا کنن و همین کاررو هم کردن
((پرش زمانی به درمانگاه))
پرستارا به همه اونها رسیدگی کرد
ابن دفعه گیو برای اوبانای و مویچیرو تنبیه در نظر گرفت چون داخل درمانگاه دخترا از سر وضع لباس های اون ها خندیدن ( منظورم میتسوری ، نزوکو ،شینوبو ، و.......)
و اوبانای و مویچیرو به جون هم افتادن و دعوا کردن
و تنبیه اون ها اوبانای دستش شکست و نمیتونست غذا بخوره و مویچیرو هم پاش و نمیتونست راه بره و باید کار های هم دیگه رو انجام بدن
مویچیرو = هیی نمیتونم راه برم دوست دارم برم بیرون اوبانای ببرم هوای تازه میخوام ...!!
اوبانای = بروو من گرسنمه نمیتونم با دستم غذا بخورم بهم غذا بده ..!
مویچیرو = چیی تو من رو نمیبری بیرون من هم نمیدم از گرسنگی بمیر . ( اینجا بخواطر این تنبیه دیگه مجبور شد دهن واکنه اخییی)
اوبانای = سگ گرسنمه غذا مهم بده تا بیرون ببرمت خوبهه!؟؟
خلاصه مویچیرو به اوبانای غذا داد اما اوبانای مویچیرو رو بیرون نبرد و میتسوری این رو فهمید و برای تلافیی کردن مویچیرو رو خودش دور داد و اوبانای دباره با مویچیرو تنبیه شد و در اخر تنگن مجبور شد اون دو تا رو ببره بیش هاشیرای سانمی شینازوگاوا
و خدا رحم کنه سانمی اون هارو نابود کرد
این رمان هم تمام شد
دستم شکست
لایک کامنت و فالو یادتون نره 😉🏳️⚧️🏳️⚧️🥵
شیطان مویچیرو رو گرفت چون داشت با لباسش ور میرفت
و اون رو داخل یک حفاظ محکم زندانی کرد
تنگن= هی شیطان عوضی درش بیار ببینم
گیو = (چیزی نمیگه و به اون حفاظ ضربه های محکم میزنه)
همه باهم فرم هارو رفتن و سر شیطان رو با کلی تلاش زدن
گیو =بلاخره تمام
اوبانای =خب تمام شد اما خیلی زیاد سرش محکم نبود چر !؟؟
ناگهان دباره سر پا شد اون شیطان و بهشون حمله ناگهانی کرد ( وقتی حمله ناگهانی کرد همه دفاع کردن اما اوبانای دستش و پاش شکست چون شیطان بد ضربه زد )
اوبانای = اههه اخ لعنتی فکر کنم دست راست و پای چپم شکست
تنگن = چرا حمله مرد باید مرده باشه
بعد شیطان به دهن وا کرد و گفت = ههههههه خیلی کم عقلید چی فکر کردی من شیطان درجه سه هستم له همین سادگی ها بمیرم عههه
گیو = اروم گفت فکر کنم سرش محل کشتنش نیست
بعد ناگهان اون کرم هزار پا از دهنش کرم های ریزی در اورد که به هر چیزی برخورد میکرد منفجر میشد ( نکته منفجر شدن اون انفجار بزرگی نبود )
بچه ها قسمت جنگی زیاد بلد نیستم پس خلاصه میگم
مویچیرو با تنفس مه و باد اوری گذشته تونست حفاظ رو بشکونه
و به بقیه ملحق شه
بعدا فهمیدن که برای از بین رفتن اون باید سر هزار پارو جدا کنن و همین کاررو هم کردن
((پرش زمانی به درمانگاه))
پرستارا به همه اونها رسیدگی کرد
ابن دفعه گیو برای اوبانای و مویچیرو تنبیه در نظر گرفت چون داخل درمانگاه دخترا از سر وضع لباس های اون ها خندیدن ( منظورم میتسوری ، نزوکو ،شینوبو ، و.......)
و اوبانای و مویچیرو به جون هم افتادن و دعوا کردن
و تنبیه اون ها اوبانای دستش شکست و نمیتونست غذا بخوره و مویچیرو هم پاش و نمیتونست راه بره و باید کار های هم دیگه رو انجام بدن
مویچیرو = هیی نمیتونم راه برم دوست دارم برم بیرون اوبانای ببرم هوای تازه میخوام ...!!
اوبانای = بروو من گرسنمه نمیتونم با دستم غذا بخورم بهم غذا بده ..!
مویچیرو = چیی تو من رو نمیبری بیرون من هم نمیدم از گرسنگی بمیر . ( اینجا بخواطر این تنبیه دیگه مجبور شد دهن واکنه اخییی)
اوبانای = سگ گرسنمه غذا مهم بده تا بیرون ببرمت خوبهه!؟؟
خلاصه مویچیرو به اوبانای غذا داد اما اوبانای مویچیرو رو بیرون نبرد و میتسوری این رو فهمید و برای تلافیی کردن مویچیرو رو خودش دور داد و اوبانای دباره با مویچیرو تنبیه شد و در اخر تنگن مجبور شد اون دو تا رو ببره بیش هاشیرای سانمی شینازوگاوا
و خدا رحم کنه سانمی اون هارو نابود کرد
این رمان هم تمام شد
دستم شکست
لایک کامنت و فالو یادتون نره 😉🏳️⚧️🏳️⚧️🥵
- ۱۱.۶k
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط