P64

متیو:میا عزیزم مراقب خودت باش زود‌ زود برمی‌گردیم سری تکون داد و دریکو هم قبل از من تلپورت شد انگار میدونست که هر چی بگه میا نا‌دیده‌ش میگیره و هیچی نگفت برای اخرین بار نگاهی به میا انداختم و تلپورت شدم
میا ویو:
بعد از اینکه پسرا رفتن
میا(+):پروفسور چند روزه که خواب‌های عجیبی میبینم و به گفته متیو تصمیم گیری‌هام با شخصیت خودم جور درنمیاد
اسنیپ(-) : چه نوع خواب هایی میبینی؟ کی رو بیشتر از همه میبینی؟
+دریکو دشمنم شده یا از خانوادم ترد شدم همه اینا رو هر شب میبینم مامانو بابام دریکو و متیو حتی یه بار خاله بلا میخواست بکشه منو یکبار هم لرد سیاه رو دیدم که کنار متیو بود و اونم میخواست به خاطر اینکه به وظیفم عمل نکردم شکنجم کنه پروفسور اینا همه نقاط ضعفم هستن
-تصمیم گیری هایی که داره بعد از یه مدت به نظرت منطقی‌ان به دور از شخصیتت میگم
+فک نکنم پروفسور همه چی عجیب شده و گاهی اوقات کارام دست خودم نیست خیلی زود عصبی میشم و کنترل خودم بعضی وقتا سخته
- چیزی در مورد لجیلیمنسی و آکیولمنسی میدونی مالفوی؟
+ حدود یک هفته آکیولمنسی تمرین کردم ولی نمیتونم هنوز کامل کنترل کنم و متیو میتونه ذهنمو بخونه
- فعلا که مالفوی و ریدل نیستن باید تایم کلاستون باهات آکیولمنسی کار کنم میخوان ذهنتو کنترل کنن کسی بهت اخیرا نزدیک نشده که؟ انگار فهمیدن نقشه کش دارک لرد تویی !
+ هییی پروفسور یادتونه یه روز وسط تایم کلاسی اومدم پیشتون (سری تکون داد) اون روز زودتر رفتم کلاس و چند تا هافلپافی پوشه رو تو دستم دیدن! اونا لو نداده باشن؟!
- احتمالش هست از این به حواستو بیشتر جمع کن
چشمی گفتم و خارج شدم وایی خدااا الان تنهام و دارن ذهنمو کنترل میکنن باید برم راجب این قدرتها بیشتر یاد بگیرم و خودم یکم جلو برم تا زودتر به تسلط برسم
زود خودمو به کتابخونه رسوندم باید میرفتم بخش ممنوعه! قبلا همه بخش ها رو گشتم تو هیچ کتابی نیست و احتمالا جادوی سیاهه
ولی الان نمیتونم وارد بخش ممنوعه بشم پس بهتره تو کتابای جادوهای قوی دنباش بگردم شاید چیز به درد بخوری پیدا کردم
چند ساعت بعد
هیچی به هیچی کلا انگار چیزی به اسم آکیولمنسی و لجلیمنسی نبود تو این دنیا بیخیال شدم و به اتاقم برگشتم تا به کارام برسم
دیدگاه ها (۰)

متیو و دختری از جنس دریا p2

زیبای کوچک فریبکار

.PRISON MAFIA.

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

#قرارداد_دوستانه s2p17هانا : چقدر گذشته بود ؟؟ پنچ دقیقه ؟؟ ...

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

the first lie

ترکم نکن

پارت: 18 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هوای اتاقِ سمعی‌بصری یهو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط