عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند،

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند،
فکر عود و چای و اسپند و گلاب افتاده اند،
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست،
ارمنی ها هم به فکر مشک و آب افتاده اند.
"یا حسین (ع) "
دیدگاه ها (۸)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

⁨⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگان.پیش از سفر اربعین، برای ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۶: سه...

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط