ازدواج از روی اجبار۲ پارت ۲۰
💥*«ازدواج از روی اجبار۲ »*💥
گنجینه جا مانده در تاریکی🪄
جین : وایسا ببینم بچه این چه لقبی بود از کجا درش آوردی آخه تووو؟
کوک: وای دلم پاره شدم چه لقبایی(خنده در حال جر خوردن)
کوک: وای خدااا سوسکی بلا اخخخخخخخ(خنده شدید)
جیمین: حالا چرا سوسکی بلا؟(خنده)
نامجون: وای دلم مردممممم(خنده)
هوپی: خوب اسمش سوک جینه منم از سوک ایده گرفتم شد سوسکی بلا
ته:عالیییی حرف نداره(خنده)
جین: بسه دیگه (داد)
ا.ت: سوسکی بلااااااا
جین: کووووووووووک میکشمت
کوک: به من چه(خنده)
جین: زنتم مثل خودته کوووووک
چویول: هوپی وای خدا جیهوپ (خنده)
دینگ دینگ دینگ دینگ( صدا تلفن)
هیول: الوو؟ نه من همسرشون هستم .........بله اینجان..........باشه یه لحظه گوشی
جیمین با تو کار دارن
جیمین:با من؟ بده ببینم
الوو؟.......سلام ممنون.........بله خودم هستم چیزی شده؟........پدرم؟......نه.....چی؟چرا؟چجوری؟کجا؟امکان نداره
کوک:چی شده؟
جیمین:یکی زنگ زد میگه پدرمون تصادف کرده آدرس بیمارستان و داد
کوک:یعنی چی؟شوخی میکنی دیگه؟
شوگا:یه جای کار میلنگه
نامی: شماره طرف و بده ببینم
بوق بوق بوق
الووو سلام وقتتون بخیر .......خیلی ممنون.....ببخشید یه سوالی داشتم ...خوب راستش من رفته بودم بیمارستان X برای تحقیق به منظور ارتقاء درجه برای منشی بخش اطلاع رسانی که یکی از کارکنا شماره شما رو دادن .........پس اشتباه گرفتم یعنی شما منشی اطلاع رسانی بیمارستان X نیستید ؟.....خیلی ممنون ولی فکر نکنید ما خر هستیم همیشه میشه راست و دروغ و از هم تشخیص داد کلکتون جواب نداد متاسفم (سوال انحرافی: X را پیدا کنید __۲۰ نمره)
ته: چی شد؟چی گفت؟
نامی: یه فریب بود
ا.ت: واااااااااااو چه باهوششششش عجببببببببب باریکلا
نامی: داری خجالتم میدی
سول: کیم نامجونه دیگه چی فکر کردی؟
کانگ: بله کیم نامجونه دیگه بایدم بهش چسبید (حرصی)
سول: چی میگی؟
کانگ : ااااا راستی بیا بالا یه کاری باهات داشتم
سول: باشه بریم
ما الان میایم
ا.ت: اوکی فقط آروم تر
سول: چی؟
کوک: میگه خیلی داد و بیداد نکنید
سول: برا چی داد و بیداد کنیم؟
جین: ول کنید برید
بالا توی اتاق_____________&____________&____________
کانگ: هی سول من به تو چی گفتم؟
سول: بستگی داره کی باشه اگه چند دقیقه پیشو میگی گفتی بریم بالا کارم دارم
کانگ: هوووووف😐😐😐
سول: چیه خوب تو خیلی چیزا به من گفتی از کجا باید تشخیص بدم منظورت چیه اخه؟
کانگ: دیگه حق نداری حتا به اون کیم نام نیمدونم چی شی نگاهم کنی فهمیدی(حرصی😤)
سول: واییی کانگ باز تو شروع کردی ما هنوز یه ساعتم نشده قشنگ به هم اعتراف کردیم چرا انقدر داری اول کاری چرت و پرت تحویل من میدی؟🙄
کانگ: بله بله؟ من چرت و پرت میگم؟ هاااا؟ یعنی چون تازه با هم اوکی شدیم نباید اصلا کاری به کارت داشته باشم هاااا؟ آها شاید تو رو پسره پوفیوز کراش زدی ؟🧐🤨
سول: درست حرف بزن اون کیم نامجونه پوفیوز عمته بی ادب اصلا میدونی آیکیوش چنده؟
کانگ: وایسا ببینم تو الان داری با من بخاطر یه قربیه؟(خنده عصبی)باور نکردنیه ههههع تازه به جیمین دارم حق میدم ، حالا بگرد تا بگردیم سول خانم
سول: ااااه کانگ دیگه داری زیاده روی میکنی من و اون دوستای صمیمی بودیم
کانگ: میشه بگی برای چی؟
سول: خوب چون هر دو تا باهوش بودیم
کانگ : یعنی من خنگم دیگه؟باشه، باشه ، هرجور راحتی ، اصلا به من چه
سول: وای کانگ لطفا انقدر حساس بازی در نیار
کانگ: دیگه هر غلطی میخوای بکن مهم نیست
سول: ای خداااااا، کانگ
کانگ: دارم میرم پایین صداتم ببر رو مخه
پایین_____________________________________________
چویول: اومد
جیمین: چیشده کانگ ؟
کانگ: هیچی بابا چیز مهمی نیست ولش
کوک: کانگ بهش چی گفتی؟
کانگ: گفتم که چیز مهمی نیست
هیول: کانگ لطفا
ا.ت: واییی بسه دیگه هی کانگ کانگ کانگ میگه ولش یعنی ولش زبون آدم حالیتون نیست ااااااه چقدر میرید رو مخم آدم اصلا به شما چه زندگی شخصه اونه چرا الکی دخالت میکنید؟(عصبی🤬🤬🤬)
جین: راس میگه بچه
ا.ت:هوووم آفرین بابابزرگ
جین : 😑😑😑
نامی:بس کنید فرزندانم دعوا درست نیست
شوگا: چی میگی تو؟تو که از هوپی هم کوچیک تری
جیهوپ:😱😱😱
جین: یا خدا چته؟
جیهوپ: شوگااااااااااااااا (داد)
جیمین: بسه دیگه بزرگ شدید
ته: راس میگه بچه
کوک : چطور شد ؟
سول: وای خدا بسه
نامی: سول کی اومدی پایین؟😯
سول: همین تازه
دینگ دینگ دونگ دونگ دینگ دینگ دونگ دونگ
کوک: آلو ..... بله؟گروگان؟چجوری؟ کی؟.......الان میایم ......شما چیکار کردید.....خوبه ......آفرین ..... خداحافظ
ادامه دارد
گنجینه جا مانده در تاریکی🪄
جین : وایسا ببینم بچه این چه لقبی بود از کجا درش آوردی آخه تووو؟
کوک: وای دلم پاره شدم چه لقبایی(خنده در حال جر خوردن)
کوک: وای خدااا سوسکی بلا اخخخخخخخ(خنده شدید)
جیمین: حالا چرا سوسکی بلا؟(خنده)
نامجون: وای دلم مردممممم(خنده)
هوپی: خوب اسمش سوک جینه منم از سوک ایده گرفتم شد سوسکی بلا
ته:عالیییی حرف نداره(خنده)
جین: بسه دیگه (داد)
ا.ت: سوسکی بلااااااا
جین: کووووووووووک میکشمت
کوک: به من چه(خنده)
جین: زنتم مثل خودته کوووووک
چویول: هوپی وای خدا جیهوپ (خنده)
دینگ دینگ دینگ دینگ( صدا تلفن)
هیول: الوو؟ نه من همسرشون هستم .........بله اینجان..........باشه یه لحظه گوشی
جیمین با تو کار دارن
جیمین:با من؟ بده ببینم
الوو؟.......سلام ممنون.........بله خودم هستم چیزی شده؟........پدرم؟......نه.....چی؟چرا؟چجوری؟کجا؟امکان نداره
کوک:چی شده؟
جیمین:یکی زنگ زد میگه پدرمون تصادف کرده آدرس بیمارستان و داد
کوک:یعنی چی؟شوخی میکنی دیگه؟
شوگا:یه جای کار میلنگه
نامی: شماره طرف و بده ببینم
بوق بوق بوق
الووو سلام وقتتون بخیر .......خیلی ممنون.....ببخشید یه سوالی داشتم ...خوب راستش من رفته بودم بیمارستان X برای تحقیق به منظور ارتقاء درجه برای منشی بخش اطلاع رسانی که یکی از کارکنا شماره شما رو دادن .........پس اشتباه گرفتم یعنی شما منشی اطلاع رسانی بیمارستان X نیستید ؟.....خیلی ممنون ولی فکر نکنید ما خر هستیم همیشه میشه راست و دروغ و از هم تشخیص داد کلکتون جواب نداد متاسفم (سوال انحرافی: X را پیدا کنید __۲۰ نمره)
ته: چی شد؟چی گفت؟
نامی: یه فریب بود
ا.ت: واااااااااااو چه باهوششششش عجببببببببب باریکلا
نامی: داری خجالتم میدی
سول: کیم نامجونه دیگه چی فکر کردی؟
کانگ: بله کیم نامجونه دیگه بایدم بهش چسبید (حرصی)
سول: چی میگی؟
کانگ : ااااا راستی بیا بالا یه کاری باهات داشتم
سول: باشه بریم
ما الان میایم
ا.ت: اوکی فقط آروم تر
سول: چی؟
کوک: میگه خیلی داد و بیداد نکنید
سول: برا چی داد و بیداد کنیم؟
جین: ول کنید برید
بالا توی اتاق_____________&____________&____________
کانگ: هی سول من به تو چی گفتم؟
سول: بستگی داره کی باشه اگه چند دقیقه پیشو میگی گفتی بریم بالا کارم دارم
کانگ: هوووووف😐😐😐
سول: چیه خوب تو خیلی چیزا به من گفتی از کجا باید تشخیص بدم منظورت چیه اخه؟
کانگ: دیگه حق نداری حتا به اون کیم نام نیمدونم چی شی نگاهم کنی فهمیدی(حرصی😤)
سول: واییی کانگ باز تو شروع کردی ما هنوز یه ساعتم نشده قشنگ به هم اعتراف کردیم چرا انقدر داری اول کاری چرت و پرت تحویل من میدی؟🙄
کانگ: بله بله؟ من چرت و پرت میگم؟ هاااا؟ یعنی چون تازه با هم اوکی شدیم نباید اصلا کاری به کارت داشته باشم هاااا؟ آها شاید تو رو پسره پوفیوز کراش زدی ؟🧐🤨
سول: درست حرف بزن اون کیم نامجونه پوفیوز عمته بی ادب اصلا میدونی آیکیوش چنده؟
کانگ: وایسا ببینم تو الان داری با من بخاطر یه قربیه؟(خنده عصبی)باور نکردنیه ههههع تازه به جیمین دارم حق میدم ، حالا بگرد تا بگردیم سول خانم
سول: ااااه کانگ دیگه داری زیاده روی میکنی من و اون دوستای صمیمی بودیم
کانگ: میشه بگی برای چی؟
سول: خوب چون هر دو تا باهوش بودیم
کانگ : یعنی من خنگم دیگه؟باشه، باشه ، هرجور راحتی ، اصلا به من چه
سول: وای کانگ لطفا انقدر حساس بازی در نیار
کانگ: دیگه هر غلطی میخوای بکن مهم نیست
سول: ای خداااااا، کانگ
کانگ: دارم میرم پایین صداتم ببر رو مخه
پایین_____________________________________________
چویول: اومد
جیمین: چیشده کانگ ؟
کانگ: هیچی بابا چیز مهمی نیست ولش
کوک: کانگ بهش چی گفتی؟
کانگ: گفتم که چیز مهمی نیست
هیول: کانگ لطفا
ا.ت: واییی بسه دیگه هی کانگ کانگ کانگ میگه ولش یعنی ولش زبون آدم حالیتون نیست ااااااه چقدر میرید رو مخم آدم اصلا به شما چه زندگی شخصه اونه چرا الکی دخالت میکنید؟(عصبی🤬🤬🤬)
جین: راس میگه بچه
ا.ت:هوووم آفرین بابابزرگ
جین : 😑😑😑
نامی:بس کنید فرزندانم دعوا درست نیست
شوگا: چی میگی تو؟تو که از هوپی هم کوچیک تری
جیهوپ:😱😱😱
جین: یا خدا چته؟
جیهوپ: شوگااااااااااااااا (داد)
جیمین: بسه دیگه بزرگ شدید
ته: راس میگه بچه
کوک : چطور شد ؟
سول: وای خدا بسه
نامی: سول کی اومدی پایین؟😯
سول: همین تازه
دینگ دینگ دونگ دونگ دینگ دینگ دونگ دونگ
کوک: آلو ..... بله؟گروگان؟چجوری؟ کی؟.......الان میایم ......شما چیکار کردید.....خوبه ......آفرین ..... خداحافظ
ادامه دارد
- ۳۵.۸k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط