بچها جون کمکککک
بچها هرکی این فیک رو برام پیدا کنه هرکاری بگه میکنم مثل چالش باشه فقط رحم کنین😅 ببینین من قبلا یک فیکی خوندم یادم نمیاد ماله کدوم پیجه یا اسم فیک چی بود لعنتی همه چیزشو یادم رفته.. فیکش راجب این بود که ا/ت روانشناس بعد جونگ کوک روانی بود بیمار ا/ت بوده قبلا یه صحنه از اونا نشون میده اول فیک که جونگ کوک و ا/ت آشنا میشن بعدش از جایی شروع میشه که ا/ت و تهیونگ بخاطر خانواده هاشون مجبورن باهم دیگه ازدواج کنن بعد از هم دیگه متنفرن بعد شب عروسی تهیونگ با ا/ت بد رفتاری میکنه و میگه من به رسم و رسوم پایبندم بعد فردا صبح نامه گذاشته و رفته انگلیس اونجا توی انگلیس یک دوست دختر داشته فکر کنم اسمش میا بود بعد با اون بود و اینا بعدش یه روز گندش در میاد که میا با یکی به تهیونگ خیانت کرده بعد تهیونگ میا رو میkشه و بر میگرده کره بعد عذاب وجدان میگیره که چرا با ا/ت بد رفتاری کرده و اینا بعدش حالا سعی میکنه با ا/ت خوب باشه ا/ت اول باهاش قهره بعدش دیگه عادت میکنه مادر تهیونگ هم خیلی ا/ت رو دوست داره بعد یه روز جونگ کوک زنگ میزنه به تهیونگ و میگه کی میتونم ا/تم رو ببینم تهیونگ هم میگه به زودی بعدش تهیونگ میفهمه عاشق ا/ت شده و دلش نمیخواد به قول معروف امانتی رو به جونگ کوک تحویل بده بعدش یه روز ا/ت میره یه رستوران بعد اونجا جونگ کوک رو میبینه همو میشناسن و خیلی هم خوشحال میشن بعد جونگ کوک ا/ت رو سوار ماشین میکنه و بهش میگه جوجه طلایی و اینا خیلی هم باهاش مهربونه فقط دیگه یادم نمیاد بعدش چی میشه
- ۹۶۵
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط