و عشق

و عشق

آنقدرها هم که فکر می کردیم

عادلانه نبود ...

زن همسایه عاشق شد

پیراهن بلندتری دوخت ...

من عاشق شدم

گریه های بلندتری سر دادم ...

در عصر ما

همه

همیشه

دیر می رسند

یکی به اتوبوس

یکی به قطار

یکی

به یکی ...
دیدگاه ها (۲)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۰ پارتویو اتوقتی وارد سالن...

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

پارت سهسه سال قبلسونی: مامانیی داری چیکار..... مامان چیکار م...

کنار نرده‌های تراس، برگی افتاده بودزرد و غمگین.مثل نامه‌ای ک...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁷بعد از خوردن صبحونه از اتاق اومدم بی...

پارت ۱۶

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط