{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💠 احترام به نماز

💠 احترام به نماز

آیت الله بهلول رحمه الله علیه می فرمودند: در دوران کودکی روزی به همراه مادرم به گناباد میرفتیم.

درشکه ای آمد و ما را سوار کرد. در بین راه وقت نماز رسید.

مادرم به درشکه چی گفت: (( آقا! وقت نماز است کنار بزن ما نماز بخوانیم))
ولی او توجهی نکرد و به مادرم گفت توی این بیابان چه وقت نماز است؟! ولی مادرم خیلی اصرار کرد
تا این که سرانجام به جایی رسیدیم که آب داشت

مادرم گفت نگه دار وگرنه پیاده می شویم
درشکه چی نگه داشت و ما پباده شدیم. مادرم نمازش را خواند و من خیلی می‌ترسیدم و گریه می‌کردم و مادرم مرا آرامش می‌داد؛

در این هنگام درشکه ای آمد که معلوم شد مال فرماندار است. من و مادرم را سوار کرد و چون خودش نامحرم بود رفت پیش درشکه چی نشست و ما را با احترام و عزت خاص به شهر رساند!

بله چون مادرم به نماز احترام گذاشت خدا هم به ما احترام گذاشت

🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃
دیدگاه ها (۳)

ماجرای گفت‌و‌گوی آقای حق‌شناس و امام زمان(علیه السلام)در مجل...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

آخرین بحث پارت ۱۲

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۹ | مادرم زنده است — بخش اولهانا...

🖤 پارت ۵ | «راز پشت لبخند»شب شده بود.بعد از اتفاق صبح، عمارت...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۹ | کنار توصبح هنوز کامل روشن نشده بود.رینا...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 8صبح...نور خورشید از لای پرده‌ها داخل اتاق اف...

داستان عاشقانه جدید

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط