.

.
.
من بساط عاشقے رو
از تو دور ڪردم بدون
زیر پا گذاشتم اون
هـمہ قرار بینمون
ناگزیر از اون هـمهـ
حال و هـواے خوب و بد
ڪہ من و عاشق بہ اون
چشماے مظلوم تو ڪرد
ناگزیز هـستم بگم
حرفے نموندہ بینمون
عاشقے از ما گذشت
سنگر نشستہ بینمون
من بہ تو سر میزنم
تو خاطرات بے حضور
هـر چے از ما بودہ پر
لعنت بہ هـرچے عشق ڪور...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۲)

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

نمیدونم اسمش چیه:(

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۹از اتاق خارج شدن ک...

part60. . صدای حرف زدن دو. نفرو مبهم میشنید +هیونگ یعنی واقع...

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

پارت ۲(یونا عقب عقب میره که یهو میخوره به یه نفر که با ترس ب...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط