امروز در این هوای بارانی دلم هوایت را کرده بود

امروز در این هوای بارانی دلم هوایت را کرده بود
من در باران قدم میزدم و تو در ذهنم هر لحظه کنارم بودی

دیدن زوج ها زیر یک چتر چقدر حسرت بودنت را در من زیادتر میکرد

شاید اگر کنارم بودی مرا دعوا میکردی ک چرا لباس گرم ندارم یا دستانم سرد است
ولی خبر نداری دستان من سرد است تا تو انها را بگیری تا گرم شوند

گرمای وجودت گرمای دستانت  بهترین احساس ارامش من در این دنیاست

دلم حمایت های مردانه ات را

نگرانی های عاشقانه ات را

حرف های شیرینت را

وجود گرمت را

با تمام وجود میخواهد
دیدگاه ها (۱)

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

پروانه جان

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

چقدر دلم میخواهد دراین هوای سرد که تنها نشستم واز شدت سرما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط