[ #متن_دلبر✨ ]

[ #متن_دلبر✨ ]

اگر هیچ‌وقت نمی‌دانستم سرما چه حسی دارد،
با دلی یخ‌زده و دستانِ قندیل بسته با تو سقوط برف‌ها را تماشا می‌کردم.

اگر هیچ‌وقت نمی‌دانستم تنهایی چه دردی دارد، تا ابد در کنارِ خودم زندگی می‌کردم.

اگر هیچ‌وقت نمی‌دانستم خورشید انتظارِ ماه را می‌کشد ، هرگز چشم انتظار تو نبودم.

اگر هیچ‌وقت نمی‌دانستم خاکستر چه دردی از سوختن آتش کشیده‌ است، پا به پای تو می‌سوختم.

و اگر نمی‌دانستم چیزهایی که می‌دانم را،
هرگز برای تو جان نمی‌دادم...

#سحر_قاضی_نظام
دیدگاه ها (۱)

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

عاشقانه های شبنم

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

dark life = 39

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

واقعا بیزارم… از همه‌چیز.هر روز، کیری‌تر و تخمی‌تر از دیروز....

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط