مافیا جذااااب مغرور p:14

رفتیم تو اتاق ته خوابیدیم که بهم گفت چرا اونجوری با ا.ت حرف زدی انگار دوست پسرت بود که خندیدم و گفتم ما باهم خیلی صمیمی هستیم بخاطر همین نه من تاحالا رل زدم نه ا.ت که بهم گفت حالا مگه ا.ت کجا هست که اونجوری میگفتی که گفتم ه.هیچی مگه باید کجا باشه الکی خندیدم که اومد رو خیمه زد و گفت خودت انتخاب کن می خوای با وجود  بچه تو شکمت به فاک بری یا راستشو میگی ؟
یونا:  خب هیچ کدوم که فهمید گند زد و گفت یعنی دارم میگم واسع ا.ت راست میگفتم
تهیونگ : بیبی خودتو لو دادی بگو ببینم چی شده
یونا : قول میدی به کوک نگی ؟
تهیونگ : باید ببینم چیه
یونا : پس منم نمیگم
تهیونگ : باشه حالا بگو
یونا : اصن چرا انقد برات مهمه
تهیونگ   هیچی
یونا : یا توهم میگی تا من بگم یا هیچی نمیگم
تهیونگ : باشه قبول اول تو بگو بعد من
یونا : و براش تعریف کرد که ا.ت کجا رفته و اینا
تهیونگ : اها بعد اینم میگه که با جونگکوک شرط بسته و اینا
یونا : واقعن واست متاسفم من تورو دوست داشتم بعد تو میگی زیر خوشگل ؟ *گریه
تهیونگ : هشششش من منظوری نداشتم
یونا : برو پیش زیرای خوشگلت
تهیونگ : یونا میدونی که من مافیام
یونا : که چی منو میخوای بکشی
تهیونگ : یکی آروم زدم به سرش گفتم : می‌گفتن خنگه ولی من باور  نمیکردم بابا کار منو خرید فروش برده و اسلحه و زیر خوابی هست عقل کل
یونا : خو درد سریع تر میگفتی که گریه نکنم
تهیونگ : واییییییییییی الان یونا به زیر خوابی ها حسودی کرد *پاره از خنده
یونا : نه نکردم
تهیونگ : تو راست میگی * پاره از خنده
یونا : ععههه نخند خو نباید وقتی می‌شنوم که عشقم میگه زیر خوشگل حسودی کنم به دختره
تهیونگ : خب تو این موقعیت نه
یونا : مگه چه موقعیتی
تهیونگ : اونا هرزن ولی من خودم باکرگیتو گرفتم
یونا : از کجا میدونستی من باکره م ؟
تهیونگ : وقتی باهم انجامش دادیم ولی خیلی تحریک بودی و موقع انجام دادن خیلی
یونا : اهه اهه ساکت شو الان بالا میارم میدونی با اینکار من به ا.ت خیانت کردم ؟ *بغض و چندش آوری
تهیونگ : چرا؟
یونا : ما خیلی باهم صمیمی بودیم و بهم گفتیم که به هم دیگه بگیم قبل از اینکارا ولی من نتونستم *گریه و بغض
تهیونگ : میدونی اونم نمیتونه بهت بگه چون با پیش بینی ای که من دارم جونگکوک زیاد طاقت نمیاره
یونا : از کجا معلوم
تهیونگ :  بیا شرط ببندیم من حدود یه هفته دیگه میرم پیش جونگ کوک میگم ا.ت واسه همیشه رفته و از چند روز دیگه شروع میکنم که ا.ت نیستش و اینا و شرط با تو
یونا : شرط اگه واقعن جونگکوک عاشق ا.ت باشه جای ا.ت رو بهش میگیم ولی اگه نبود باید سعی کنی ا.ت رو نزاره بهش آزار برسونه
تهیونگ : قبول

اینم از این پارت
شرط : ۳۵ تایی شیم یا ۸ تا لایک 😊
دیدگاه ها (۱۴)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

سناریو مایکی پارت اخر

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو خط قرمز

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سناریو مایکی پارت ۲

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سرنوشت پارت (۱۲)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط