عشق آهنگین پارت 10

از زبان سونیک 💙
چشمام رو باز کردم و نگاهی به ساعت کردم .
ساعت هفت و نیم صبح بود.
بلند شدم و شدو رو نیش گون زدم.
سونیک:شدو بلند شو.
شدو:چیه؟
سونیک:بلند شو دیگه باید واسه اجرات یکم تمرین کنی.
شدو:ولش کن نیازی به تمرین نیست.
سونیک:میگم بلند شو!
شدو:باشه باشه.
از روی تخت بلند شدم و از اتاق خارج شدم و به طریقه آشپزخونه رفتم و شدو هم دنبالم اومد.
سونیک:خب...امروز هوس چی کردی؟
شدو:راستش نمی دونم.
سونیک:خب من یه چیزی مده نظرم هست.
شدو:چی؟
سونیک:بیا مافین درست کنیم.
شدو:باشه.
سونیک:خیلی خب.
با شدو شروع به درست کردن مافین کردیم و بعدشم تزیین کردیم.
شدو:کارت خوب بود.
سونیک:کاره هردو مون خوب بود.
روژ:...صبح بخیر.
سونیک:صبح بخیر روژ.
اسکوروج:ععععااااااا.
سونیک:زود باشین بیاین خیلی کار داریم.
شروع به خوردن صبحانه کردیم و بعد از اون همه رفتیم حیاط پشتی.
سیلور:خب همه برین سره جاهاشون.
از زبان شدو 🖤
همه رفتیم سره جاهامون که یه فکری به سرم زد.
شدو:سیلور من میخوام آهنگ خودم رو بخونم.
سیلور:باشه ...
همه شروع به خوندن آهنگ کردیم.
از زبان سونیک 💙
داشتم همینجوری به شدو نگاه می کردم که یه دفعه اون دختر اومد....آها امی.
امی:خب میبینم اینجا تنهایی.😏
سونیک:ببخشید؟
بهم نزدیک شد.
امی:خب فکر کنم منو تو زوج خوبی واسه هم میشیم.
سونیک:ببخشید ولی نمی تونم.
امی:چرا جیگر؟
سونیک:چی؟
دیدم هی داشت بهم نزدیک و نزدیک تر میشد و من هی استرابم بیشتر می شد.
از زبان شدو🖤
همینجوری که داشتم آهنگمون رو تمرین می کردم دیدم که اون دختر داره به سونیک نزدیک میشه حتماً قسطی داره.
رفتیم و کناره گوشه روژ گفتم:تو ادامه بده من یه کاره واجب دارم.
روژ:حله.
و رفتم پیشه سونیک.
سونیک:داری چیکار می کنی؟
امی:نگران نباش کاریت ندارم.
شدو:اینجا چه خبره؟!
سونیک:شدو؟
شدو:جنابالی کی باشن؟
امی:اسمه من امی .
شدو:خب امی یا هر کوفت و مرزی، ببین تو حق نداری به سونیک نزدیک بشی حالیت شد؟
امی:حالا چرا اینقدر رو سونیک کوچولوت حساسی؟
شدو:چون اون دوسته منه و البته...
به سونیک نزدیک شدم و بوسیدمش و سونیک با تعجب بهم نگاه کرد البته فقط سونیک نبود همه بودن.
و نفس کم آوردیم و از هم جدا شدیم.
شدو:خب فهمیدی.
امی:😡
امی با حسبانیت رفت که روژ یه نگاه عجیبی به ما میکرد.
روژ: میدونستم.!!!!
شدو:چی؟
روژ:اینکه شما تو رابطه هستید.
سونیک:اره خب...😳
شدو:خواهش میکنم روژ از این به بعد این بحث رو پیش نکش.
روژ:باشه بابا.
بعد تموم شدن تمرین رفتیم سراغ اجرا.
بعد تموم شدن اجرا به طرفه اتاقم رفتم که اونجا یه نفر رو دیدم‌.
شدو:تو کی هستی؟
؟؟؟:لازم نیست که بترسی.
شدو:ببینم چی می خوای ؟
؟؟؟:چیزه خاصی نمی خوام.
از شنلی که پوشیده بود نمی تونستم تشخیص بدم کیه.
نزدیکم اومد و کنارم واساد.
؟؟؟:من می‌دونم که با سونیک دوستی.
شدو:از کجا میدونی؟
؟؟؟:ولش کن بیا بریم سره اصل مطلب.
شدو:چی میخوای ؟
؟؟؟:تو باید از سونیک جدا بشی.
شدو:عمرا!!!!
؟؟؟:ولی اگه باهاش جدا نشی خودت هم می‌دونم چه اتفاقی می‌افته.
شدو:ولی...من بهش قول دادم.
؟؟؟:من نمی دونم این تصمیم خودته اما بدون چه انتخابی می کنی.😈
و اون رفت....
ادامه دارد....
قراره پارت بعدی خیلی غمگین باشه💔💔💔
دیدگاه ها (۴۵)

رومان قطره قرمز (پارت اول)

رومان عشق پنهانی (پارت7)

پارت...؟عشق ابدیهمه خوابیدنوفردا صبحشدو: از خواب بلند شدم اس...

رومان قطره قرمز (پارت 8)

پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین ماما...

رومان قطره قرمز (پارت 5)

دردسر های سه روزه ( پارت ۴ )سونیک میترسید شدو رو از دست بده ...

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

رومان قطره قرمز (پارت 3)

رومان قطره قرمز (پارت 2)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط