{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•

• #گوسفند_منه🐏🌼 •
• #Part_16


وقتی دید خبری نیست؛ بازم برگشت سمت تیوی..

خدایا این فوتبال و از ما نگیر!

پاورچین پاورچین وارد آشپزخونه شدم، اگه الان میرفتم اتاق جین باز مشکوک میشد

چون همیشه بعد از کار یه نیم ساعتی تو آشپزخونه به غارت سر میبردم!

پیاز و سیب زمینی و دبه سیرترشی و از کابینت کشیدم بیرون؛ خدا هیچ بنی بشری و درگیر زندگی با ۴تا گولاخ نکنه!

نه نه.. حالا انقدرم افتضاح نبود
برادرانم گویی اندکی هم که شده؛ منفعت داشتند!

رفتم تو کابینت و در و بستم

زل زدم با صفحه پین گوشی...

خب؛ مینحی تو مغز متفکر این خونه‌‌ای.
بقیه هم اسکل و گدای در مغزتن..

تو میتونی!!

تاریخ تولد خودش.. نبود!
تاریخ تولد خودم.. نبود!

ای ریدم توت، کی و گزاشته پس؟!

تاریخی که رفتم مدرسه؛ زاارت..

باز شد!


لبخند کج و کوله‌ای زدم...

یه آدم چرا باید حافظش انقدر قوی باشه؟! لعنتی هنوز روز اول مدرسه من و یادش نرفته!!!

حالا بعدا حسابشو میرسم

وارد مخاطبین شدم
جونگکوک جون کوجایی دورت بگردم...

به سه نرسیده پیداش کردم؛ زارتیدم..
سریع تایپ کردم:

_جونگکوکم؟!

چند ثانیه بعد جواب داد

_نامجون؟!

با شیطنت نوشتم

_ای‌جانم پسر... یه عکس قدی بده ببینمت!
•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•
دیدگاه ها (۰)

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

My professorChapter:2Part:108"یک هفته بعد"نور کمرنگ خورشید ا...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

محوی زیبایی اوپارت ۱۵ویو رزاجلسه تموم شد و توی راهرو مدرسه ب...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط