ای کاش قلم‌های مان تنها برای نوشتن از شادی‌ها، جشن‌ها و س

ای کاش قلم‌های مان تنها برای نوشتن از شادی‌ها، جشن‌ها و سفرنامه‌ها به حرکت در میامد.... ای کاش انگشت‌های‌مان تنها عکسهای هندوانه و انار شب یلدا درخت کریسمس و قلب‌ها و شکلات‌های والنتاین را لایک میکرد و همدیگر رو به بی‌خیالی و الکی‌خوش بودن متهم میکردیم.... نه اینکه شب با خبر مرگ عده‌ای از هموطنان و اضطراب از شروع جنگ به خواب برویم و صبح با خبر سقوط هواپیما از خواب بیدار شویم. امروز با تمام وجود احساس کردم که فاجعه، وقتی یکی از قربانیانش را میشناسی چه ابعاد وسیعتری به خودش میگیره، هرچند که این شناخت مجازی و تنها ازطریق نوشته‌های پدرش باشه....
«ری‌را» دختری باهوش و زیبا بود که همراه پدرش به سفر میرفت، کتاب میخواند، اخبار انتخابات رو دنبال میکرد و قرار بود مهاجرت برایش زندگی در آرامش و به دور از دغدغه‌ و دلهره‌های رایج و آینده‌ای درخشان رو رقم بزنه. ولی افسوس.....
پرواز جاودانه ری‌را و پریسای عزیز رو به دکتر حامد اسماعیلیون‌ و همچنین در گذشت سایر عزیزانی که در حادثه سقوط هواپیما جان باختند رو به بازماندگانشون و ملت ایران تسلیت میگم هرچند که کلمات قادر نیستند بار این غم رو به دوش بکشند. #ژینوس_صارمیان
دیدگاه ها (۱)

intertwined fate of two enemies-part 7

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

Lost leaves/رمان جیمین

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 9#لینو #فیکشنلونا هنوز به عکس شکسته...

part : 20فقط 20 روز دیگه مونده استیو .. ، کمتر از یک ماه دیگ...

part1:مثل همیشه چشماشو بازکرد و از خواب بیدار شد سردر طاقت ف...

#Escape_from_death_April29 #part6☆ویو:نویسنده☆اون عوضی اینجا...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۳*پرش زمانی فردا صب...

the end-part 1

{محکوم به لمس } part ۳ 杂交种 .. 18 سال بعد ....بیرون آمدن برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط