جاده ماندست و من و این سرِ باقیمانده ،رمقی نیست در این پی
جاده ماندست و من و این سرِ باقیمانده ،رمقی نیست در این پیکرِ باقیمانده ، نخل ها بی سر و شط از گِل و باران خالی است ،هیچ کس نیست در این سنگرِ باقی مانده ، گرچه دست و دل و چشمم همه آوار شده ،باز شرمنده ام از این سرِ باقی مانده ،روز و شب گرمِ عزاداریِ شب بوهاییم من و این باغچه ی پرپرِ باقی مانده ،پیش کش باد به یکرنگی ات ای مرد ترین، آخرین بیت در این دفترِ باقی مانده ،تا ابد مرد ترین باش و علمدار بمان با توام ای یلِ نام آورِ باقی مانده
- ۱.۱k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط