{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P6

P6
*ویو راوی*
جونگکوک فقط اومده بود تا از فروشگاه چند تا گالن آب به درخواست جیمین بخره رفت پیش قفسه ی آب ها و دید خالیه یکمی که نگاهشو چرخوند و خواست برگرده، ا.ت رو دید در تلاش برای قایم کردن آخرین گالن آب در طبقه ی آخر قفسه جعبه ی دستمال کاغذی ها بود . برای اینکه لو نره منتظر موند قایم شد و منتظر شد ا.ت بره و بعدش اون گالن آب رو برداشت و رفت سمت اتاقشون توی هتل.
گال آب رو به جیمین که داشت توی گوشی میچرخید داد و گفت (کوکی: _ جیمین: +)
_ دفعه ی بعدی خودت برو بخر
+ باشه باشه دستخوش کاپیتان...( آبو همونجوری سر کشید🤦‍♀️)
_ ....
+ جونگکوک، اینجوری زل زدی بهم دام عصبی میشم
_ فقط همین یه گالن آب رو خریدم (اخمو)
+ چطوره برم یکی دیگه بخرم؟
_ زحمت نکش . این توی سوپری آخریش بود!
+ (ناامید)
_ کوتوله ای رو دیدم که داشت اینو توی قفسه ی بالایی پشت جعبه های دستمال قایم میکرد . همه ی کوتوله های دنیا فکر میکنن جاهای بلند امن هستن؟ چشم بسته هم قابل دیدن بود! یجوری خجالت کشیدم که انگار تقصیر منه🫤
(پرش مکانی و زمانی به نیم ساعت بعد*)
دوباره اومدی فروشگاه تا گالن آبی رو که قایم کرده بودی برداری و همزمان با ایرپاد توی گوشت با چن جین حرف میزدی . رفتی جعبه هارو با اعتماد به نفس کنار زدی و در کمال تعجب دیدی گالن آب نیست! (ا.ت: _ چن جین: +)
_ دیگه آب دزد هم توی سوپر مارکتا پیدا میشه؟ (تعجب) مطمعنم درست و حسابی پشت قفسه قایمش کردم. چطوری پیداش کردن؟ مغزم آتیش گرفت
+ اشکال نداره، تا الان ششصد بار از عصبانیت مردی. بزار ازت بپرسم...جئون جونگکوکم توی همون هتله؟😁
_ اره
+ چه عالی
_ چطور؟ میخوای یه لقمه ی چپش کنی؟ فکر نکنم به درد بخوره . حداقل یه خورده مراعات آی جیا رو کن
+ خوشم نیومد. چرا به آدمی که توی گذشتنه فکر کنم؟
_ قلب زنا خیلی کینه اییه (نه که خودتم پسری😐😅)
+ از قراردادت چه خبر ؟ از شانست برای پُست کردن بازیکن میانی خوبه . از فکر اینکه توی بازی بزنی اون آی جیای نکبتو له و لورده کنی تو دلم عروسیه...
_ ولی یادمه گفتی ورزش الکترونیک هم دوست پسرتو ازت گرفت هم دوست دخترت
+ درسته ، فکر کنم توی زندگی قبلیم یه خورده ی حسابی با این جناب ورزش الکترونیک داشتم . اول دوست پسرمو قاپید الانم دوست دخترمو
_ باشه حالا هزار بار گفتی
به هرحال بعد از اینکه آی جیا رو با اسفالت یکی کردی اونوقت جفتتون میرید توی لیست سیاه . ایجوریاست😁 (قطع کرد)
ا.ت کلافه به سمت بخش حساب کتاب رفت و با یه کیسه ی پر به سمت آسانسور رفت . با دوتا دست پرش سعی کرد دکمه ی آسانسور رو فشار بده. وقتی در آسانسور داشت بسته میشد یکی دستشو گزاشت لای در آسانسور و وارد شد.... جئون جونگکوک بود....

ادامه دارد... 😁
خماریییییی
دیدگاه ها (۲)

تکپارتی جونگ کوک

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط