مایل به دونستن؟!🌎

خدا خلق موجودات رو آغاز کرد و اونارو بدون اینکه نیاز به فکر کردن داشته باشه یا تجربه ای از قبل داشته باشه یا حرکتی ایجاد کنه یا حتی تو تصمیم گرفتن تردید داشته باشه آفرید🐣

برای خلق موجودات زمان مناسب گذاشت و موجودات مختلفو باهم هماهنگ کرد و تو هر کدومشونم ی غریزه ی خاص قرار داد🐆

خدا حتی قبل از اینکه موجوداتو خلق کنه از تمام جزئیاتشون آگاه بود و حدود و پایانشون رو هم میدونست🦂

بعد از اون خداوند طبقات فضا رو شکافت و اطرافش رو باز کرد و هوای به آسمان و زمین راه یافته رو افرید✨
(خدا اول هوا 🌬و بعد آب💧 و بعد بقیه پدیده هارو آفرید🌫
دیگه الان همه ی دانشمندا اینو قبول کردن ک آب از اکسیژن و هیدروژن تشکیل میشه و آغاز آفرینش از هوا و توده بخار بوده!)

و درونش آب روون ساخت، ابی ک امواجش شکننده بودن و روی هم قرار می گرفتن!🌊
آب رو روی بادی طوفانی قرار داد و به باد فرمان داد تا برگرده و به نگهداری آب مسلطش کرد!💧🌬
بعد هم حد و مرزشونو به خوبی تعیین کرد...فضا در زیر تند باد و اب بالای اون در حرکت بود🏝

بعد از اون خدا طوفانی راه انداخت که آب رو متلاطم میکرد و امواجش رو پی در پی در هم میکوبید!🌀
بعد، طوفانی بپا کرد تا امواج دریاها رو به هر سمتی هدایت کنه و دوباره بهم بکوبه...و با همون شدت ک میوزید ب امواج آب حمله ور بشه و از اولِ اون برداره و به آخرش بریزه🌏
(به این اتفاقاتی ک تو این پاراگراف توضیح دادم به زبون علمی میگن: سالوژی یا همون دریاشناسی/و همینطور کیماتولوژی یا همون موج شناسی)

تا جایی اینکار ادامه داشت که آب ها روی هم قرار گرفتن و قله های کوه بالا اومدن🗻⛰
امواج تند کف‌های برآمده از آب ها رو در هوای باز و فضای بزرگ، بالا برد و ازش هفت آسمان رو بوجود اورد...🌟
(اتمولوژی یا همون بخار آب شناسی)

آسمان پایین رو مثل موج مهار شده، و آسمان های بالا رو مثل سقف استوار و بلند قرارداد! بدون اینکه نیاز به ستون داشته باشن یا حتی میخ که اونارو نگه داره!⚡

اونوقت فضای آسمان پایین رو به وسیله نور ستارگان درخشنده و روشن کرد⭐ و در اون چراغی روشنایی بخش🌞 و ماهی درخشان🌜به حرکت درآورد ک همیشه تو مدار بچرخن و برقرار به گردش خودشون ادامه بدن💫
*ادامه دارد...

منبع؟ نهج البلاغه، خطبه اول :>♥️

دوستااان پست اینجوری دوس دارین؟ منظورم گفتار و نوشتار روون از نهج البلاغه‌س....چون درخواستی بود گفتم فعلا یکی بذارم تا کم کم اگه دوس داشتین روزی یه دونه بزارم، این فعلا نصف خطبه ی اول بود چون تو یه پست جا نمیشد :]
با شنیدن نظراتتون از بلاتکلیفی درمیام پس لطفا بهم بگییین♥️
دیدگاه ها (۱۱)

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p21چند دست لباس خ...

خب سیسیااا سلام 🦇بچه ها خب دیشب من گیربمم رو کردم و رفتم پار...

چندپارتی

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

خداونداببخش..اگربازبان‌به‌تونزدیک‌شده‌اموباقلبم‌خلاف‌آن‌راعم...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

ادامه ی داستان اوسیم اگه پارت قبلی رو ندیدید لینکشو این زیر ...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط