[واقعیت خاب]🦋🪄🖤

[واقعیت خاب]🦋🪄🖤
Part10
از خاب پریدم عرق کرده بودم نفس نفس میزدم یعنی چی؟اشکام دوباره راه خودشونو باز کردن گوشیمو برداشتم نگاهم ب صفحه چتمون افتاد با دستای لرزون بازش کردم نگاهی ب پیاماش کردم نمیتونستم با دوریش سر کنم چطور ممکنه؟با صدای گرفتم زمزمه میکنم
+جی هوپ؟رفتی توم تنهام گذاشتی؟مگه قرار نبود با هم بمونیم؟چرا اینجوری شد؟توبهم قول داده بودی هیچ وقت ناراحتم نمیکنی چرا خودت دلیل ناراحتیمی؟چرا نیستی؟این کارا بهت نمیاد این بازیه مسخررو تموم کن من چطوری ب نبودت عادت کنم؟دیگه صدام اروم نبود اشکام تبدیل ب هق هق و زمزم تبدیل ب جیغ شده بود ساکت شدم چی میشد اگ اخرین حرفامون تبدیل ب اهنگ میشد؟با فکری ک ب ذهنم رسید دنبال ی خاننده گشتم امیدی نداشتم اما بهشون پیم میدادم و داستانمونو میگفتم ب اخرین نفرم پیم دادم و بلند شدم و ب سمت حموم حرکت کردم
ی دوش ۲۰ مینی گرفتم و ب امید این ک جوابمو داده باشن گوشیو باز کردم درست بود باورم نمیشد ب چشمام اعتماد نداشتم ازم خاسته بود تا اسکرین چتامونو براش بدم همینکارو انجام دادم و ازم یک هفته وقت خاست امیدی نداشتم اما قبول کردم
<یک هفته بعد>
با صدای نوتیف گوشی ب سمتش رفتم همون شخص بود ویسی رو ک فرستاده بود باز کردم از ته قلبم ذوقی رو حس کردم از تک تک کلماتی ک استفاده کرده بود میتونستم دردو غمی رو ک متحمل شده بود موقع نوشتن اهنگ حس کنم...

#جیهوپ #بی تی‌اس#ارمی#نامجون#جین#شوگا#تهیونگ#وی#کوک#جیمین
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق ممنوع

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_65با دستم هلی به کتابخونه دا...

ادامه پارت 215هوا تاريك شده بود ولي بلند نشدم. هرچی زمان بیش...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

چند پارتی (درخواستی)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط