امروز هَم بآز دِلَم گِرِفت~

امروز هَم بآز دِلَم گِرِفت~
پَردِه چَشمآنَم را کِشیدَم،
تآ آفتآبِ عِشقَت بیش از این کورَم نَکُنَد...
امآ ناگَهآن هَوآ ابری شُد~
بآرآن رویِ شیشِه نِشَست...
غَلتید و سقوط کَرد•
و امآن از این ذِهنِ فُرصَت طَلَب!👐
کِه بآ هَر نِشآنِ کوچَک و بُزُرگی از تو،
پوشِه خآطِرآتَت رآ بآز می کُنَد و هَرچه دآرَد رو میکُنَد•
آن وَقت است کِه سَرَم پُر می شَوَد از تو°
تَمآمِ صِدآهآ و حَرف هآ و خَندِه ها و عَکس هآ بِه هَم می پیچَند و گِرِه میخورَند°
و قَلبَم هَر لَحظِه بیشتَر دَرد میگیرَد~
اصلآ انگآر این ذِهنِ لَعنَتی از قَلبَم بَدَش میآیَد!!
آن بآلآ نِشَستِه و هَر بآر بِه وَقتِ دِلتَنگی تیری بِه قَلبَم رَهآ میکُنَد~
بِ رآستی کِه چِه میشُد اگَر قَلب عُضوی ارآدی بود؟!☄
پُر تَوَقُع نیستَم...
امآ ای کآش حداقل،
یآ تُ آنقَدر بیخیآل نَبودی،
یآ مَن انقَدر دِلبآختِه نَبودَم~

#sadaf_ab
#sd_ab
#💔
دیدگاه ها (۱۳۹)

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

<<دوستت دارم جانم♥️انقدر که اگر قلبم توان تفکر داشتاز تپیدن ...

dark life = 48ات تمام شب رو با چشم‌های باز گذروند. روی تخت د...

🍷…………………………پارت۷…………………………🍷🌹ویو مین عصبی بودم آنقدر عصبی که ...

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :برخی از احکام همخوابی ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

برادر ناتنی

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط