{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته ی من✨🧚‍♂️

فرشته ی من✨🧚‍♂️
p47
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
*ویو رزی*
رفت ظرف اوارد و میوه هارو بردیم
£ببخشیدا.ولی رزی جون کیه جیمیم میشه
_قراره زنم شه..(خیلی سریع)
+(با تعجب به جیمین نگا کردن)
+هااااا؟
دستمو گرفت و فشار داد
+ااااایییی
£چیشد..
+ها ه..هیچی
+اهم(گلوشون صاف کرد)
_تابلو نکن ترو خدا(اروم)
از اونور ددیم دهن لیا و تهیونگ و جونگکوک اندازه تمساح باز شده با چشم ابرو بهشون فهموندم الکی گفته
£اوو...خبب...پس کی عروسی میگیرید
_فعلا تا وقتی که رزی آماده نشه نمیگیرم‌...باید آمادگی داشته باشه
£اها...(تو ذهنش:پس هنوز فرصت دارم)
_نگفتی چرا اومدی اینجا
÷امم سر راه باهم برخورد کردیم ازم پرسید کجا میرم منم گفتم خونه جیمین..وو...گفت منم میام چند وقته جیمین رو ندیدم
_)یه نگاه به تهیونگ کرد و با چشاش فهموند میکشمت)
÷(آب دهنشو صدا دار قورت داد)
منو لیا هم داشتیم به اون دوتا نگا میکردیم
همه ساکت شده بودیم هنوز دستم تو دست جیمیم بود و دستمو فشار میداد معلوم بود از یونجی متنفره دیگه داشت ناخونش میرفت تو دستم بشدت داشت دردم می‌گرفت
+جیمین...ایی جیمی دستم(آروم)
_ها؟...اها...خوبی
+آره آره
_ببخشید حواسم نبود
+ها نه مشکلی نیست
×باابا چقد جو سنگین شدا بیاید بازی کنیم
£امم من...میگم قائم موشک کنیم
_مگه بچه ایم
£واا...جیمین جون.چرا اینطوری میکنی
_اولن اون جون رو بردار آقای پارک هم بگی اوکیم مشکلی ندارم دومن دوست دارم اینطوری رفتار کنم مشکلیه؟
£...نه
×خب راست میگه بازیه خوبیه
_پس من بازی نمیکنم
+نه دیگه توهم بیا کیف نمیده بدون تو
_حوصله بازی ندارم
+قهر میکنما...باشه خودت خواستی
_باشه باشه.قهر نکن
+نچ
_میام بیا بریم بازی
+نو نو نو
_شهر بازی؟
+کمه،
_خرید؟
+یکم بری بالا تر بهتر میشه
_اممم...فردا شب هم شام بیرون
+افرین(لپشو بوش کرد)
بریم'
×نگا چطوری شبیه کاپلا رفتار میکنن...جیمین الکی گفت میخواد زنم ش...ولی با این رفتاراش دیگه صد در صد باور کرده
£خب من میشمرم(تو ذهنش:وقتشه نقشم عملی کنم میدونستم این آمپول بی هوشی بلاخره به دردم میخوره)
_رزی...تو میدونی من ازش خوشم نمیاد بزار بازی نمیکنم شهر بازی و خرید میبرمت و فردا شب هم میبرمت بیرون شام...ترو خدا(آروم در گوش رزی)
+ها...باشه هرجور راحتی
_ووییی مرسی..(بغلش کرد)
£...ادامه دارد
دیدگاه ها (۳)

چند پارتی جیمین پارت ۵

part:34که جیمین خونش به جوش اومد و با چشمای که حسادت ازش موج...

فیک تهیونگ

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

فیک مافیاها پارت ۳۳شوگا: جوجه چیزی نیست یه خراشه فقطته: دستم...

پارت ۲۲بعد کلی تفریح عمو تلویزیون و خاموش کرد و و میز کنار ...

چندپارتی جیمین

رمان سوم پارت یازدهمبسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>>...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط