{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجب وفایی داره این دلتنگی !

عجب وفایی داره این دلتنگی !
تنهاش میذاری و میری تو جمع ، بعد که از همه جدا شدی از کنج تاریکی میاد بیرون وایمیسته بغل دستت و دست گرمشو میذاره رو شونت برمیگرده در گوشت میگه : خوبی رفیق ؟ بازم خودمم و خودت !
دیدگاه ها (۱)

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

پارت 42 رمان عشق مدرسه ای بعد 25 دقیقه دیگه فرنی ات حاظر میش...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۱

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

P8 ویو جونگکوک:دیدم که با پتو و بالشت بیرون اومد جونگکوک:چیک...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

پارت ۳۷ (یونا تیر میخوره و اعضا و شیو یوجین همواره پشت اتاق...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط