{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستانت را میگیرم

دستانت را میگیرم
و عطر صبح را،
با هم نفس میکشیم
لبخند میزنی
و جرعه ای از چای ات را ؛
آرام مینوشی
زل زدن در چشمان تو
صبحم را به عجیب ترین حالت ممکن بخیر میکند

━━━━💠🌸💠━━━━
دیدگاه ها (۱)

محبوب جواهر چشم من😍🧿فکر کردن به طوولبخند روی لبم می نشاند......

╭─────────────── 💜 ───────────────╮✦ پارت ۹ | حرفی که باید گ...

دو سال گذشته بود.تهیونگ و ات حالا ازدواج کرده بودن و زندگی‌ش...

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

مربی موتور سوار

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتاز کافه بیرون اومدیم و جیهوپ کنار...

dark life = 44صبح روز بعد، ات با حس خوبی از خواب بیدار شد. آ...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

🌸امروزم بوی آرامش می دهد، بوی یک احساس خوب . یک احساس که قلب...

Last leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط