{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب یکی دو شعر برایت سروده ام

هر شب یکی دو شعر برایت سروده ام
انگار بی خیالِ تو هرگز نبوده ام

انگار این تویی که مرا شعر ﻣﯽﮐﻨﯽ
انگار این منم که صدایت شنوده ام

این گفتگوی، بین من و باغ چشم تو
یک شعر نیست، پنجره ها را گشوده ام

آثاری از ربودن دل روی کاغذ است
من بارها مرام تو را آزموده ام

باور مکن نوشتن هر شعر از من است
یک خط ز لا به لای نگاهت ربوده ام
دیدگاه ها (۲)

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

هر شب یکی دو شعر برایت سروده امانگار بی خیالِ تو هرگز نبوده ...

هر شب یکی دو شعر برایت سروده امانگار بی خیالِ تو هرگز نبوده ...

هر شب یکی دو شعر برایت سروده امانگار بی خیالِ تو هرگز نبوده ...

* * * بی چاره ( من! ) که باور محضش تو بوده ایخوشحال ( تو! ) ...

از باغ چشم های تو یک گل ربوده امیک شعر سُرخ از قِبَلِ آن سرو...

نگاهت را ربودن کیف داردعزیزم با تو بودن کیف داردکنم سر این غ...

نگاهت را ربودن کیف داردعزیزم با تو بودن کیف داردکنم سر این غ...

نگاهت را ربودن کیف داردعزیزم با تو بودن کیف داردک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط