پارت ۹ : آخه نازی دردت گرفت
@ مشروب میخوره؟
& اره ... بعد از تمرین به جای آب یا هر چیز دیگه ای میخوره
ولی ميگه اصلا بهش وابسته نیست راست هم میگه دو روز بهش مشروب ندادیم خیلی راحت داشت رفتار میکرد
@ این اصلا برام راحت نیس____
× منننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن تو رو هزار تیکت میکنم
وقتی داشت داد میزد دقیقا لباس بالا رو پوشیده بود
+ داشت مثل دیوونه ها با یوجی میجنگید
× هزار تیکت میکنممممممممممممم* داد زد*
♧ چه خبر شده؟
# چی شده
÷ ساتورو چه خبره ؟
& میا سان لطفا آروم باش
+ نوک شمشیر دقیقا ۳ میلی متر با گردن یوجی فاصله داشت
× هاااااا چی زر میزنی؟؟؟؟؟؟
× ببند گاله رو مگومی ....
@ میا همین الان اون شمشیر رو بزار کنار .....
با یه لحن عصبانی گفت
○ بیا پایین میا ....جون هر کی دوست داری تمومش کن....
× من اینو میکشم هزار تیکش میکنم
@ سوگورو من بیهوشش میکنم
تو حواسش و پرت کن
@ تا خواستم بزنمش مثل جت
جاشو عوض کرد
یه دونه محکم زد تو شکمم
لعنتی خیلی درد داشت
× آخه نازی سنسه درد گرفت
اشکال نداره
بهت گفتم دخالت نکن
با همتونم دخالت نکنید
@ اه . خدا چه دردی میکنه
چرا اینطوری میکنه میا
& اره ... بعد از تمرین به جای آب یا هر چیز دیگه ای میخوره
ولی ميگه اصلا بهش وابسته نیست راست هم میگه دو روز بهش مشروب ندادیم خیلی راحت داشت رفتار میکرد
@ این اصلا برام راحت نیس____
× منننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن تو رو هزار تیکت میکنم
وقتی داشت داد میزد دقیقا لباس بالا رو پوشیده بود
+ داشت مثل دیوونه ها با یوجی میجنگید
× هزار تیکت میکنممممممممممممم* داد زد*
♧ چه خبر شده؟
# چی شده
÷ ساتورو چه خبره ؟
& میا سان لطفا آروم باش
+ نوک شمشیر دقیقا ۳ میلی متر با گردن یوجی فاصله داشت
× هاااااا چی زر میزنی؟؟؟؟؟؟
× ببند گاله رو مگومی ....
@ میا همین الان اون شمشیر رو بزار کنار .....
با یه لحن عصبانی گفت
○ بیا پایین میا ....جون هر کی دوست داری تمومش کن....
× من اینو میکشم هزار تیکش میکنم
@ سوگورو من بیهوشش میکنم
تو حواسش و پرت کن
@ تا خواستم بزنمش مثل جت
جاشو عوض کرد
یه دونه محکم زد تو شکمم
لعنتی خیلی درد داشت
× آخه نازی سنسه درد گرفت
اشکال نداره
بهت گفتم دخالت نکن
با همتونم دخالت نکنید
@ اه . خدا چه دردی میکنه
چرا اینطوری میکنه میا
- ۵.۰k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط