#عشق.رویایی.من

#عشق.رویایی.من
#پارت.سی.و.نهم
از زبون #سیلدا


با مشت میکوبیدم به در که شاید یکی در و باز کنه و کمکم کنه اما انگار نه انگار شروع کردم فحش دادم به سهون گنده وَک صگ اخلاق بیشور دیگه داشت گریم میگرفت که چشمم خورد به یه مجصمه که شکل گرگ بود رفتم نزدیکش روی یکی از چشمام یه زخم عمیق بود اهمیت ندادم نشستم رو تخت سهون باورم نمیشه اون عوضی زندانیم رده یدفعه در با شدت باز شد که با سر رفتم تو سقف
سیلدا:چته وحشی ترسیدم
سهون:اولا ببخشید زندونیت ردم دوما ازادی سوما حساب جکسون رسیدم
سیلدا:با من حرف نزن صگ اخلاق
پشتمو کردم بهش حالت قهر گرفتم به خودم
سهون:دلت میخاد مارکت کنم خونتو بخورم حالت جا بیاد؟!
سیلدا:نع غلط کردم
سهون:هرجا خواستی میتونی بری ولی حق نداری ازوسط دو کوه رد بشی و از امپریوس خارج بشی
سیلدا:چرا
سهون:چون وارد جنگل نفرین شده‌ی لایت میشی گیر چیزای وحشتناک میوفتی
سیلدا:مثال بزن...
سهون:ادم خورا میگیرنت جنا اذیتت میکنن ارواح روحتو میگیرن و خطرناک تر از همه گرگینه ها...
سیلدا:باشه فهمیدم این اتاق از همه جا امن تره شب بخیر
سریع خوابیدم خودمو زدم به خواب که متوجه خنده‌ی سهون شدم یه لبخند زدم اروم اروم خوابم برد..

#ادامه.دارد•-•💒
دیدگاه ها (۱)

عشق من P5۵چرا انقدر عصبی بود آروم بلند شدمو رفتم پایین که دی...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت ۱۷

رمان عشق ممنوع

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

سناریو بلولاک/قفل آبی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 200♡⁠。⁠)⁩با آرا...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط