مدلینگ (پارت ۳۶)
کوک: تشریف بیار بانو
باهم میریم اول من میرم داخل، رو صندلی نشسته بود دستو پاش به همون صندلی بسته شده بود
با صدای کفش پاشنه بلندم سرشو میاره بالا
ف: عشقم لیا، ببخشید غلط کردم
لیا: اسم منو به دهن کثیفت نیار *داد*
ف: من پشیمونم
لیا: گ*و نخور، اول با احساسات من بازی میکنی میخوای اموال منو بالا بکشی، بعد به بابابزرگم میگی من به کوک خیانت کردم که زندگیمو نابود کنی مرتیکه؟ *داد*
ف: من نمیذارم زن اون حرو*مزاده شی
با پا میرم تو شکمش
لیا: با شوهر من درست صحبت کن عوضی *عصبی، داد*
از درد فریاد کشید و کوک وارد شد
کوک: ای جان، دیدی درافتادن با من تاوان داره مستر؟
ف: خفه شو مر*تیکه حر*ومی
کوک مشت خوابوند تو دهنش
کوک: چقد پروعی *پوزخند* خانومم بیا کارتو شرو کن
با یه میله داغ فامیلیمون رو پشتش و اسم کوکو رو سیس پکاش کشیدم، ینی پرده گوشم جرررر خورد اینقد داد زد
لیا: ددی
سریع جلو دهنمو میگیرم
کوک: جانم *لبخند*
لیا: کارم تموم شد حالا حرصیش کنیم؟
کوک: بله بله
نشوندم رو میز و شرو کرد به بوسیدن ل*بم منم همراهیش کردم
فیلیکسم از حرص داد و بیداد میکرد
کوک ازم جدا شد
کوک: ای مرض داد و هوار را انداختی اینجا مزاحم میشی
لیا: نظرت چیه صداشو خفه کنیم؟
کوک: عالیه
یه گلوله حرومش میکنم بعدم یه دستمو میذارم پشت زانوها و یه دست پشت گردن لیا و بلندش میکنم میریم بیرون و مینشونمش رو تاب خودمم هم میشینم کنارش که گوشیم زنگ میخوره
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جی_کی
#وی
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_تهکوک
#bts
#BTS
#V
#Teahyung
#Jungkook
#JK
باهم میریم اول من میرم داخل، رو صندلی نشسته بود دستو پاش به همون صندلی بسته شده بود
با صدای کفش پاشنه بلندم سرشو میاره بالا
ف: عشقم لیا، ببخشید غلط کردم
لیا: اسم منو به دهن کثیفت نیار *داد*
ف: من پشیمونم
لیا: گ*و نخور، اول با احساسات من بازی میکنی میخوای اموال منو بالا بکشی، بعد به بابابزرگم میگی من به کوک خیانت کردم که زندگیمو نابود کنی مرتیکه؟ *داد*
ف: من نمیذارم زن اون حرو*مزاده شی
با پا میرم تو شکمش
لیا: با شوهر من درست صحبت کن عوضی *عصبی، داد*
از درد فریاد کشید و کوک وارد شد
کوک: ای جان، دیدی درافتادن با من تاوان داره مستر؟
ف: خفه شو مر*تیکه حر*ومی
کوک مشت خوابوند تو دهنش
کوک: چقد پروعی *پوزخند* خانومم بیا کارتو شرو کن
با یه میله داغ فامیلیمون رو پشتش و اسم کوکو رو سیس پکاش کشیدم، ینی پرده گوشم جرررر خورد اینقد داد زد
لیا: ددی
سریع جلو دهنمو میگیرم
کوک: جانم *لبخند*
لیا: کارم تموم شد حالا حرصیش کنیم؟
کوک: بله بله
نشوندم رو میز و شرو کرد به بوسیدن ل*بم منم همراهیش کردم
فیلیکسم از حرص داد و بیداد میکرد
کوک ازم جدا شد
کوک: ای مرض داد و هوار را انداختی اینجا مزاحم میشی
لیا: نظرت چیه صداشو خفه کنیم؟
کوک: عالیه
یه گلوله حرومش میکنم بعدم یه دستمو میذارم پشت زانوها و یه دست پشت گردن لیا و بلندش میکنم میریم بیرون و مینشونمش رو تاب خودمم هم میشینم کنارش که گوشیم زنگ میخوره
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جی_کی
#وی
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_تهکوک
#bts
#BTS
#V
#Teahyung
#Jungkook
#JK
- ۲۵.۱k
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط