{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سادگیم را نمی فروشم!

سادگیم را نمی فروشم!

واقعیت این است که:

من دختریم که نه یک کمد پُر از کفشهای پاشنه دارِ ده سانتی دارم

نه پیراهنهای شبِ آنچنانی

نه لباسهای مارکدار و گران

نه دکُلته های س...سی

نه کیفهای لوییس ویلتون

راستش را اگر بخواهی...

من عاشقِ جین و تی شرت و تاپهایِ رنگیِ دخترانه ام

آل استاری بپوشم و هندزفری در گوش بگذارم

پیاده روی کنم غرق در افکارم

من پیراهنهای دخترانه ای که شاید دیگر به تنِ کسی نبینی

با گلهایِ ریزِ یاس را خیلی دوست دارم...

شاید اسپُرت بودن سالهاست از مُد اُفتاده است

ولی من همان دخترِ آن دورانم

دروغ نگویم تا به حال

رنگِ ***** هایِ پر سر و صدای شبانه را ندیده ام

اما تا دلت بخواهد

شبها بیخوابی کشیده ام و آرام آرام با خدا حرف زده ام

راستش را بخواهی

من همینم و ساده بودنم را به همین سادگی دوست دارم و

ساده خواهم ماند

بیخیالِ پاشنه هایِ کفشِ دخترانِ سرزمینم که روز به روز بلندتر میشود

وکتانی پوشی مثلِ من هر روز کوتاهتر!من سادگیم را به هیچ حس و مُدی نخواهم فروخت
دیدگاه ها (۱)

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۰۷ | «یک سورپرایز کوچک...

P : 25

فصل دومپارت بیست و دوم | حرف‌هایی که شنیده نشدچند ساعت از پی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

فیک : بین راندها

پروانه جان

پارت ۳۲ — «چیزی که دیگر نمی‌شد پنهانش کرد»خبر حمله به قلعه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط