#خیابونا_محسن یگانه

#خیابونا_محسن یگانه
از این خیابونا هر وقت رد میشم، دیوونه تر میشم بی حد واندازه باور کن این روزا هر چی که میبینم، فکر منو داره یاد تو میندازه از این خیابونا حیرون و سرگردون، هر روز رد میشم فک می کنم کم کم دیونه بازی رو، دارم بلد میشم انگار قدمام به این خیابونا، وقتی که تو نیستی بدجوری وابسته است انقدر که با فکرت قدم زدم اینجا، حتی خیابونم از قدمام خسته است تو این پیاده رو، بین همین مردم، با اشتباه اما، خیلی تو رو دیدم این که چرا نیستی، من این سوال و از، هرکس که میدیدم صد بار پرسیدم وقتی حواس تو درگیر رفتن بود، بیهوده جنگیدم تو از همون اول، منو نمیخواستی من دیر فهمیدم...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۱

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.16(روایت از زبان ا.ت)...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

#متولد_شده_در_جهنم 🌋✨#قسمت :: #2باد شدیدی اومد و اون موجودات...

وقتی...(پارت دوم)

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

بابابزرگ برگشت سمته لیام و گفت & : نوبت تو هم میرسه جئون لیا...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۲اسلاید ۲ رو ببینین و تصور کنین.ج...

پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط