اجبار به بدبختی پارت۱۱

نمیدونم چند دقیقه گذشت داشتم از ترس میمردم تا اینکه صدای دره حموم اومد

سرو جدی کوک... درو باز کن چیزی که نیاز داشتی برات خریدم

دیار... جونگ کوک دارم میمیرم

کوک...هه تا الان نشنیدم پریودی کسو کشته باشه

دیار... حالم بده قسم میخورم چرا نمی‌فهمی

کوک... چه مرگته لعنتی میگم دور بازکن پاهام درد گرفت خوبی بهت نیومده

با تمامه نیروهم خودمو کشیدم سمته در و یکم باز کردم که پدو ازش بگیرم ولی اون درو هول دادو اومد تو وختی کفه حمومو دید گفت

کوک... چرا.. چرا این جوری شدی تو

خیلی بی حال دیار... چون که تو کثافت منو زدی خودت این بلارو سرم آوردی وایییی شکمم تیر می‌کشه کمکم کن اههههه دارم میمیرم اههه اخخخخ

از زبانه جونگ کوک

وقتی همین جوری داشت حرف میزد یهو از حال رفت

کوک ... ای ای چشماتو باز کن چشماتو باز کن لعنتی
زودی از حموم رفتم بیرون رفتم یه ملافه برداشتم رو زمین پهنش کردمو رفتم دیارو آوردمش رو ملافه ملافرو دورش پیچیدمو بلندش کردم

وقتی رسیدم به ماشین گزاشتمش پشت و خودم ارکت کردم سمته بیمارستان

وختی رسیدم اول رفتمو به پرستاراگفتم

کوک... ببخشید یه مریزه اورژانسی دارم حالش خیلی بده
چندتا پرستار با یه برانکارد اومدنو دیارو روش گزاشتنو بردن به بخشه اورژانس منم موندم پشته در

کوک... کاش پام می‌شکست و نمی‌رفتم مهمونی

کوک... کاش نمی اومدی تو زندگیم دختره نفرین شده
دیدگاه ها (۰)

The unwanted roommate

پارت ۲۴

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت۲

پارت ۳۷

پارت۶|بازی بدون بازگشتته هنوز لبش را روی کوک نگه داشته بود. ...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

پری کوچولوی من پارت ۳ته: اوهوم بعدم بیا کلا همه چیزو واسم تع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط