{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میرین ایران ولی تحر.یک میشه

وقتی میرین ایران ولی تحر.یک میشه


مشتی به بازوش زدم و آهنگ بعدی رو پلی کردم .
_منننننن غیرتیمممممم روتتتتتتتتتت ! ماله منه اون چشم و ابروتتتتتتت!
تو کوچه ای پیچید و برگشت سمتم
_آه ... همینجا خوبه؟!
چشمامو گرد شد ، برگشتم سمتش .
_برای چی خوبه؟!
سرش و به صندلی تکیه داد و نفس نفس زنان غرید ‌
_لعنتی ! الان وقت بلند شدنه آخه پدر.سگ؟! .
گنگ نگاش میکردم نگاهم و پایین دادم که....
یا ابلفظلللللللللللللللل .
ترسیده آب دهنم و قورت دادم
_چیزه ..عشقم روز خوبی بود من پیاده بر میگرد...
دستم و کشید.
_خفه شو میرا خودت بیدارش میکنی بعد خودت نمیخوابونیش؟!،
نمیشد قطعا، گوشیم زنگ خورد از خدا خواسته جواب دادم
_جونممممممم .
_ آم . سلام!
نگاهم و به اسم دادم ،شتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت .
همکار کوک بود .
کوک مشکوک نگام کرد .
_ اوم ، ببخشید. آقای مین ؛ من اشتباه گرفتم !
کوک چشماش سرخ شده بود دستش و رو بدنم کشید.
با چشمای گرد زل شدم بهش .
لعنتیییییییی .
_ آه...الان..گوشی رو..اوم..میدم به...
گوشی از دستم کشیده شد و از پنجره پرت شد بیرون بهت زده به کوک خیره شدم .
_چیکاااار کردییییی؟!
عصبی سمتم برگشتم
_پشت تلفن ناله میکنی براش پدرسگگگ؟!
به گوشیم که تیکه تیکه شده بود از پشت پنجره ماشین نگاه کردم و گفتم
_منو برسون خوبه بابام!
پوزخندی زد و گفت .
_اوکی دارلینگ!

"ببشید این چند روز نبودم ، البته باید به این وضع عادت کنین"
دیدگاه ها (۷)

وقتی میرین مهمونی ولی ...با صدای میا نفس عمیقی کشیدم _آره جو...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

پارت ۳۷

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۳ پارتچند دقیقه از رفت...

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.27(روایت از زبان ا.ت)ص...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط