مافیا عاشق

مافیا عاشق
پارت 8
م. ات. پ. ات: خداحافظ
ویو کوک:
رفتم عمارت چون امروز تعطیل بودم همه خانواده کنار هم بودند چون امروز جمعه هست همه خونن
ب♡: رسیدید قربان
کوک:باشه
ویو ات:
به دوتا خواهرم زنگ زدم بیان چون بیرون بودند
گفتند زود میان وقتی در زده شد اجوما رفت درو باز کرد خواهرام بودند با کوک
ات: بچه ها بیاین جرعت حقیقت بازی کنیم
همه: باشه
ویو کوک:
وقتی رسیدم دیدم دوتا برادم و دوتا خواهر ات دارم میرم عمارت منم بدوبدو رفتمو در باز شد و ات بازی جرعت و حقیقت گفت این بهترین وقعه هست رفتیم اتاق ات
ات: خوب من اول میچرخونم به کی رسید باید از من سوال بپرسه
چرخوندیم که به کوک و من رسید
کوک: خب جرعت حقیقت
ات: جرعت
کوک: گونم رو گاز بگیر
ات: با کمال میل
ویو ات:
رفتم گونشو گاز گرفتم و یه بوس کردم و جدا شدم
کوک: ای درد اومد دفعه بعدی میبینیم
دوباره چرخوندیم و این بار جونکیو بایداز کوک میپرسید خب
جنکیو: جرعت حقیقت
کوک: من غلت بکنم با ات که جرعت رو انتخاب کنم
ات: چرا منو وسط اوردی
کوک: وا ازدهنم اومد بیرون
ات: خب بازی کن
جونکیو: خب پس حقیقت
کوک: اره
جونکیو: خب تا حالا چند بار ات رو بوسیدی از لب
کوک: یک باز
جیون: خوشبحالت احمق من هیچ وقت سونا رو نبوسیدم
کوک: اونم تصادفی.....
دیدگاه ها (۰)

فیک تهیونگ

پارت 25 رمان عشق مدرسه ای ویو فردا مدرسه : ات وقتی هیون رو د...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت 3رمان✨ عشق مدرسه ای✨ات: خب باشه. بچه ها موافقید؟ بچه ها...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

پنهان عشق

الماس زیبای من ...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط