Blood after blood p9

Blood after blood p9
خون پس از خون
لیسا ویو
رفتم لباسم پوشیدم خیلی خاص و خوشگل واقعا سلیقه رزی تکه
[۱۰ مین بعد]
خب میکاپمم کردم (بچه ها لیسا دوره های میکاپ حرفه ای دیده) خب برم بیرون دیگه خوش امد بگم
رفتم بیرون تک تک به مهمونا خوشامد گفتم و رفتم پیش بچه ها
تهیونگ : به به لیسا خانم تشریف فرما شدید
لیسا : یاااا همش ۲۰ مین رفتم
تهیونگ : اوکی اوکی ولی خیلی خوشگل شدی
لیسا : مرسی ته ته
تهیونگ : *ذوق گوگولی
نامجون : وای این همون لیسای ۵ سال پیشه من هنوز باور نمیکنم تو انقدر بزرگ و خوشگل شدی
لیسا : * خجالت کشیده
یونگی : لیسا تو حق نداری اینقدر خوشگل باشییییی
لیسا با خجالت زیاد : یااا اوپااااا
رزی و جنی : اووووو اینجا یکی دل همه رو برده
لیسا : یااااااا شماهم
جیسو : والا حق داریم تو خیلی پرتی شدی
درحال حرف زدن بودیم که همه چرغا خاموش شد
لیسا : بچه ها کجایین
کسی جواب نمیداد
همینطور سردردگم بودم که یهو چراغا روشن شد
دیدم تهیونگ و جیمین و جونگکوک دارم برام اهنگ تولدت مبارک میخونن
لیسا : *اشک تو چشاش جمع شده
لیسا : مرسی پسرااا.....
خب سلام مجدد ببخشید چند روز نبودم به مشکلی برام پیش اومده بود نتونستم پارت بزارم واسه همین تا پارت ۱۵ شرط نداریم
و اینکه چند نفر پرسیده بودن کاپلا چیه
کاپل اصلی : تهلیسا
کاپلای دیگه هم : رزمین،جینسو،جنکوک
دیدگاه ها (۰)

THE DARK SHADOWS

ممنون که میخونی این داستان واقعی

ددی خون آشام من

#معشوقه_آلفا

پری کوچولوی من پارت ۳ته: اوهوم بعدم بیا کلا همه چیزو واسم تع...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

پارت یازدهیون: راست میگی( گریه )ته: دارم راستی میگم چرا گریه...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁵ویو جونکوک____________ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط