bitter and sweet

bitter and sweet
part 19
میا:ات من باید برم اگه کاری داشتی یا چیزی احتیاج داشتید بهم زنگ بزن
ات:باش
میا:پس بای
ات:بای
میا رفت
تهیونگ :اگه یه موقعی خواستم به ات بگم عاشقشم باید از این دوستش میا کمک بگیرم
رسیدم به عمارت
تهیونگ :خدمتکارا (داد)
همه خدمتکارا مرتب صف شدن
تهیونگ : خونه رو برق می‌ندازید یه اتاق آماده کنید اون اتاق حتما باید خیلی خوب باشه اگه یکیتون کارشون درست انجام نده تنبیهش می کنم
همه خدمتکارا:چشم ارباب
تهیونگ :خب دیگه برید
خدمتکاران رفتن
لی چانگ ویو
دوست دارم ببینم اون ات هرزه الان چیکار داره می‌کنه (لی چاک دیگه زیادی داری گ.و.ه میخوری)
لی چانگ:لینا(داد)
لینا:چیه(خواب‌آلود)
لی چانگ:اینقدر نخواب بیا برو گمشو یه کار پیدا کن برای من پول بیار
لینا:برو بابا خودت برو کار کن بعدم روی پولی که خودت در آوردی قمار کن به من چه
لی چانگ:گم میشی یا بیام بزنمت
لینا: باشه بابا اهه
لینا رفت تو اتاق
لینا : آخه اون ات بیشعور اشغالو که فرستادی اونجا پیش اون رئیس مافیا اگه منو من می‌فرستاد اونجا حداقل ز.یرخواب.ش
میشدم(ه.رز.ه به روایت تصویر)
نویسنده :لینا دوباره گرفت خوابید ک.ون گشاده دیگه چیکارش کنم
...
💙😂
دیدگاه ها (۳)

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

تهیونگ گفت:تهیونگ: خب، صبر کن... من میرم یه بطری آب و چندتا ...

Borrowed LifePART3یکی دیگه هم هست؟! 😭تهیونگ چند لحظه به لینا...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

My dady پارت⑧ سانا:هییییی چقد تو گاویییی «داد» ات: چرا داد م...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

پارت ۴۹ ساعت هفت شده بود.لینا جلوی آینه آخرین نگاه رو به خود...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط