امروز سر امتحان دینی بودیم،منم تموم کرده بودم وقت اضافه آ

امروز سر امتحان دینی بودیم،منم تموم کرده بودم وقت اضافه آوردم،نشستم پروژه ی جدید بافتنیمو ببافم بعد دستمو گرفته بودم پایین ولی نمیدونم چطوری دبیر زبانمون دید بعد گفت«داری چی میبافی»منم گفتم نمیدونم تهش یه چیزی میشه.خیر سرم میخواستم کسی بجز دوستام نفهمه بافتنی میکنم😍🥀*زندگی عالیه*
دیدگاه ها (۰)

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

پارت ۳۳

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

Part:441ساعت نیم بعدویوات:بعد از 2 ساعت بالاخره به خونه رسید...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

چند پارتی

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت ۸کوک: من عاشقتم بشررررر(چقدر...عیووو😂🤣)و همو بغل کردیم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط