{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 3


لیویا ويو

مينهو : رسیدیم بچها بریم داخل

... لیویا بدون حرفی سرش رو پایین انداخت و وارد بار شد

مینهو بیب چرا باز به این بد عُنق گفتی با ما بیاد

نانسی : مینهو

مينهو : عاههه ؛ پس حداقل دور بمونید. اگه بفهمن شما دو تا با منید شاید دردسر بشه

نانسی : مینهو... مگه نگفتی بخاطر منم که شده دست از قمار زدن

برمیداری هوم..؟

مینهو : این آخریشه عزیزم.. قول میدم

.. نانسی که بغضش گرفته بود آروم سری تکون داد و داخل بار شد

نانسی : لیویا لیویاا

_چتههه

نانسی: ببین بریم یه گوشه بمونیم کسی نفمهه با مینهو ایم

وتف نانسی مگه قراره چه گوهی بخوره؟ -

نانسی : ولش کن بیا بریم دیگه آفرین
......
صد میلیون دلار .. واسه شروع چطوره؟

هر کسی که اونجا بود اگر بیشتر از جئون جونگکوک بود کمتر

نبود. پس اون میزان پول قطعا براشون چیزی نبود ولی این مینهو
بود که رنگ صورتش رفته رفته رو به سفیدی میرفت

.. نانسی : لیویا من استرس دارم

استرس چی!؟.... پرکن -

رو به گارسون گفت و لیوان شرابش رو سرکشید
نانسی: یا لیویا استرسه چی؟ مشخصه مینهو ببین اون آدما چقد ترسناکنننن

اینکه مینهو آدم خنگیه توش شکی نیست ولی بهش بگو اینقد .

ادای آدم گنگارو در نیاره فکر باختنشو کرده؟

نانسی : وای نگو استرسم بیشتر میشهههه

حالا استرس به جون خودش هم افتاده بود. اگر اون پسره عوضی

باعثه غمگینیه نانسی میشد. قطعا حسابش رو میرسید

چند ساعتی گذشته بود که تصمیم گرفت کمی اون میز رو زیر نظر .. بگیره

مینهو که رنگ از چهره باخته بود با استرس ب اون پسر نگاه ... میکرد

اون پسره بزدل چطور فکر کرده بین اینهمه گرگ قراره برنده باشه نانسی

نانسی جانم

خسته شدم. اون دوست پسره احم -

.. حرفش کامل نشده بود که صدای داد و بیدادی بلند شد

. نانسی با قیافئه به ترس نشسته به پشت سرش نگاه انداخت

.. اون مینهو بود که دیوانه وار فریاد میزد و به میز میکوبید

جونگکوک ویو

تمام +

پوزخند حریصی زد و به پسر مقابلش خیره شد
مينهو : خفه شو ؛ ت.. تو حیله زدی

همه اینارو با فریاد تو صورت جئون میگفت

پسر سعی نکن بی عرضگی خودتو توجیح کنی

... حالا میمونه اون صدمیلیون

پوزخندش هر لحظه بیشتر میشد. هم معامله ی مفتی گیرش اومد

او هم.. صدملیون دلار هم پول کمی نیس

چ.. چه خبره؟

.. نانسی : لیویا وایسااا

اوه.. میس لیویا ؟ دوست دخترشی!؟ +

_گفتم چی شده؟

هیچی فقط ایشون باخته و باید پول منو بده +

نانسی : م.. مینهو

اوه پس... اینکی دیگه دوست دخترته؟ +

مينهو زبر لب غريد خفه شو

خب حالا مهم نیست کیه این مستر هستید یکهفته بهت وقت +

میدم پولمو بیاری همینجا و همین ساعت میبینمت این دوخانم محترمم با خودت بیار

.. و پوزخند ترسناکی زد

یادم باشه پارک رو بخاطر اینکه همچین جوجه هایی رو برای من +

... بزرگ کرده سرزنش کنم هفته بعد میبینمتون
.....
خب خب خب اینم از این پارت
شرط پارت بعدی، ۶۰ لایک🎀💘
نظراتتون رو بگید تو کامنتا
دیدگاه ها (۳۶)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7|فلش بک عمارت جئون ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 27+مطمئن باش عوضیایی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 30همونطور که فاصله ص...

ران : یو چطوری خوک صورتی؟ _ ببند بابا بادمجون ران : هعی یادش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط