سناریو
خواهشن بهم نپرید اولین بارمه🙏🏻
موضوع: اگه یهویی بغلشون کنید
نسبت: دوست دختر/ دوست پسر
مایکی(تومان): یکم نگران میشه اما مخندهو بغلتون میکنه«هی چی شده؟ کی ناراحتت کرده؟»
باجی: تعجب میکنه ولی بعد محکم بغلتون میکنه و موهاتونو ناز میکنه«بغلت خیلی خوبه»(آخیییییی🫠🫠)
چیفویو: یکم سرخ میشه ولی به روی خودش نمیاره
میتسویا: یه لبخند ملیح میزنه و آروم بغلتون میکنه«ا/ت چیزی شده؟»
کازوتورا: یکم ذوق میکنه و محکم بغلتون میکنه
هانما:(از اون خنده های معروفش)«چی شد یادی از ما کردین»
ران:«هی از کجا فهمیدی من عاشق بغل کردنم؟»
ریندو:«اینکارا رو ران بهت یاد داده؟» بعد که دید ناراحت شدی«خب حالا ناز نکن خانم کوچولو»
.
.
.
.
.
.
میدونم گند زدم گومن
اگه سناریو درخواستی داشتید موضوعشم بگنین چون من مغزم تو انتخاب موضوع مشکل داره😁
موضوع: اگه یهویی بغلشون کنید
نسبت: دوست دختر/ دوست پسر
مایکی(تومان): یکم نگران میشه اما مخندهو بغلتون میکنه«هی چی شده؟ کی ناراحتت کرده؟»
باجی: تعجب میکنه ولی بعد محکم بغلتون میکنه و موهاتونو ناز میکنه«بغلت خیلی خوبه»(آخیییییی🫠🫠)
چیفویو: یکم سرخ میشه ولی به روی خودش نمیاره
میتسویا: یه لبخند ملیح میزنه و آروم بغلتون میکنه«ا/ت چیزی شده؟»
کازوتورا: یکم ذوق میکنه و محکم بغلتون میکنه
هانما:(از اون خنده های معروفش)«چی شد یادی از ما کردین»
ران:«هی از کجا فهمیدی من عاشق بغل کردنم؟»
ریندو:«اینکارا رو ران بهت یاد داده؟» بعد که دید ناراحت شدی«خب حالا ناز نکن خانم کوچولو»
.
.
.
.
.
.
میدونم گند زدم گومن
اگه سناریو درخواستی داشتید موضوعشم بگنین چون من مغزم تو انتخاب موضوع مشکل داره😁
- ۳۴.۸k
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط