بیا با من، مدارا کن / که من مجنونمو مستم

بیا با من، مدارا کن / که من مجنونمو مستم
اگر از عاشقی پرسی / بدان دلتنگ آن هستم
بیا با من، مدارا کن /که دل غمگین و جان خستم
اگر از درد من پرسی / بدان لب را فرو بستم
بیا از غم شکایت کن / که من همدردِ تو هستم
بیا شکوه از دل کن / که من نازک دلی خستم
جدایی رو حکایت کن / که من زخمیه آن هستم
اگر از زخمه دل پرسی / برایش مرحمی بستم
مجنونم و مستم / به پای تو نشستم
آخر زِ بدی هات ، بیچاره شکستم
مجنونم و مستم ، به پای تو نشستم
آخر زِ بدی هات ، بیچاره شکستم
برو راهه وفا آموز / که من بار سفر بستم
دگر اینجا نمی مانم / رهایی از وفات هستم
برو عشق از خدا آموز / که من دل را بر او بستم
نمیخواهم تو را دیگر / بدان از دام تو رستم
مجنونم و مستم / به پای تو نشستم
آخر زِ بدی هات / بیچاره شکستم
مجنونم و دل را / به چشمانه تو بستم
هشیار شدم آخر/ از دامه تو جستم
مجنووووونمو مستم / عاشــــــــــــقمو خستم
دیدگاه ها (۴)

رمان عشق ممنوع

پارت ۲۷

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 2+میگم لارا•جونم بگو+نمی...

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

چند پارتی

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

.

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط