پارت ۳۲

پارت ۳۲
از دید ا/ت
تو اتاق جیهوپ بودیم داشتیم رو مدل جدید کار میکردیم (عکسشو میزارم)چون تا مهمونی چیزی نمونده بود
ساعت ۱۲ ظهر بود
+خسته شدم
-منم...میخای بگم غذا بیارن؟
+ن باو
-پ چ کنیم؟
+نمدونم فقد خستم...میشه برم پیش ماری؟
-بگم اون بیاد؟
+وا خو چرا نمیزاری من برم پیشش؟
-میترسم!
+از چی؟
-از هیونا
+هیونا!؟اون اسیبی بهم نمیرسونه هوپی🙂
-ولی من ازش میترسم ب ماری زنگ بزن بگو بیاد اینجا
+باش
زنگ زدم ماری(علامت ماری ÷)
÷هااا؟
+ها چیه سلام بلد نیستی!😐
÷خو هر چی بنال😐
+میگم میشه بیای بالا اتاق رئیس حصلم پوکیده🙄
÷اووو شما اتاق رئیس تشیف دارین!...خووو چرااااا نمیریییییی پیششش همونننن رئیستتتت هاااااا🔪😐
+مرگگگگ داد نزن (اروم)میشنوه
-ههه شنیدم خانم کیم😐
÷ببخشن ک روابط زن و شوهری تونو خراب کردم شما برین با رئیس یکم حال کنین بنده سرم شلوغه...اره اونو بزار اونجا...ن اسکلللل اونجاااااااا
+من..مزاحمت نمشم بای😐🥂
÷گمشو دیحححح🙄
+این چرا اینجوری بود😐
-حسودیش میشه😂
+کی؟ماری ن باو اینو حسودی😐
ساعت ۲شد...
کارا تموم شد و وقتش بود تا لباسو بدیم بدوزن
+قشنگ شد؟
-عالیههه😃
+😆


لایک و کامنت🙂🍭
بچه ها لایکا خیلی کمه شده هاااا🥺
حمایت کنین لدفا🥺
امروز اگ تونستم ی پارت دیح هم میزارم🙂💜
دیدگاه ها (۱۲)

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

رمان دَدیه خشن منپارت ۱(ویو ماری) با الارم از خواب بیدار شدم...

#part175چشمای قشنگ تو✨دیانا: همش تقصیر منههارسلان: نه دورت ب...

رمان شخص سوم پارت ۱۲

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:¹⁴همه چیز عالی بود تا اینکه برای ب...

رمان شخص سوم پارت ۱۴

رمان راز ناشناخته part:1۵ویو هیونجین هیونجین:(هیونااااا خواه...

راز ناشناخته part:1۰ویو هیونجین روی تختم دراز کشیده بودم و ب...

DEATH P7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط